تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسى ) — صفحة 275

مساهمون:

ص٢٧٥
ابى نضره از جابر روايت كرده است : گفتم : ابن زبير نهى مىكند از متعه و ابن عبّاس به آن امر مىكند ، گفت : اين حديث نزد من است . متعه مىكرديم با رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و با ابو بكر ، چون عمر خليفه شد مردم را خطاب كرد و گفت : به راستى كه رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله اين رسول است و به درستى كه قرآن اين قرآن است و به درستى كه در عهد رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله آن‌دو متعه بودند و من از آن نهى مىكنم و هركس را كه مرتكب شود مجازات مىكنم . يكى از آن‌دو متعه ، متعه زنان است و من مردى را كه با زنى براى مدت معينى ازدواج كرده نيابم ؛ مگر آنكه او را در زير سنگ پنهان مىكنم و ديگرى متعهء حج است . « 1 » صورت سوم : جابر بن عبد اللّه گفت : ما كامياب مىشديم از دو متعه در زمان پيامبر صلّى اللّه عليه و آله ، متعه حج و متعه زنان ، عمر ما را نهى كرد . از آن پس ما آن را ترك كرديم . « 2 » صورت چهارم : ابى نضره گويد : ابن عبّاس امر به متعه مىكرد و ابن زبير از آن نهى مىكرد . من اين را به جابر بن عبد اللّه انصارى يادآور شدم . گفت : اين حديث نزد من است . ما متعه مىكرديم با رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله . چون عمر برخاست گفت : به درستى كه خدا حلال كرد براى رسولش آنچه خواست به چيزى كه خواست ، پس تمام كنيد حج و عمره را چنانچه خدا امر كرده و از صيغه‌كردن زنان دست برداريد ، مرا بر مردى وارد نكنند كه زنى را براى مدت معينى صيغه كرده باشد سنگسار كنم . « 3 » صورت پنجم : قتاده گويد : شنيدم ابو نضره به جابر بن عبد اللّه مىگويد : ابن زبير نهى مىكند از متعه و ابن عبّاس امر به آن مىكند . جابر گفت : جريان حديث بر دست من است . ما در عهد
هامش
( 1 ) . سنن ، بيهقى : 7 / 206 و گويد : آن را مسلم در صحيح خود از طريق ديگر از همام نقل كرده است . ( 2 ) . امام حنبلىها احمد در مسند : 3 / 363 و 356 به دو طريق يك‌بار از طريق عاصم كه تمام راويانش صحيح و مورد اعتمادند و سيوطى آن را همچنين در كنز العمال : 8 / 293 از طبرى نقل كرده است . ( 3 ) . صحيح ، مسلم : 1 / 467 ؛ احكام القرآن ، جصاص : 3 / 178 ؛ سنن ، بيهقى : 5 / 21 ؛ تفسير ، رازى : 3 / 26 ؛ كنز العمال : 8 / 293 ؛ الدرّ المنثور : 1 / 216 .