و در عبارتى ديگر : به درستى كه خداوند تعالى مرا خازن « 1 » و تقسيمكننده آن قرار داده است . « 2 »
گويد : عمر بن خطاب در جابيه خطبهاى خواند كه مشهور است و در شرححال بسيارى آمده كه آنها خطبه عمر را در جابيه شنيدند . « 3 »
اسناد آن از طريق عبيد :
1 - حافظ عبد اللّه بن صالح بن مسلم عجلى ابو صالح كوفى ( م 221 ) ، او را ابن معين و ابن خراش و ابن بكر اندلسى و ابن حبّان موثق دانستهاند و او از مشايخ بخارى است در صحيحش . « 4 »
2 - موسى بن علىّ بن رباح لخمى ابو عبد الرحمن مصرى ، ( م 163 ) و او را احمد و ابن سعد و ابن معين و عجلى و نسايى و ابو حاتم و ابن شاهين موثق دانسته و چهار نفر از امامان شش صحيح به آن احتجاج كردهاند . « 5 »
3 - علىّ بن رباح لخمى تابعى ابو عبد اللّه ، ابو موسى ، ( و 10 ) و ( م 717 ) ابن سعد و عجلى و يعقوب بن سفيان و ابن حبان او را موثق دانسته و چهار نفر از صاحبان شش صحيح به آن احتجاج نمودهاند . « 6 »
در اين خطبه مسلّم كه روايت شده از خليفه به طرق صحيحى كه تمام راويان آن مورد اعتمادند و آن را حاكم و ذهبى صحيح دانستهاند ، اقرار است به اينكه علوم سهگانه قرآن ، حلال و حرام ، و فرايض به اين چند نفر منتهى مىشود ، و براى خليفه حظى و نصيبى از علوم نيست ؛ مگر آنكه او خزانهدار مال اللّه است .
هامش
( 1 ) . كتاب الأموال ، ابى عبيد 223 ؛ مستدرك ، حاكم : 3 / 272 - 271 ؛ العقد الفريد : 2 / 132 ؛ سنن ، بيهقى :
6 / 210 ؛ مجمع الزوائد : 1 / 135 .
( 2 ) . الأموال 223 ؛ سنن الكبرى : 6 / 210 ؛ المستدرك ، حاكم : 3 / 272 - 271 ؛ عقد الفريد : 2 / 132 ؛ سيره ، عمر بن جوزى 78 .
( 3 ) . معجم البلدان : 3 / 33 .
( 4 ) . تهذيب النفس : 5 / 261 ؛ خلاصة الكمال : 170 .
( 5 ) . تهذيب التهذيب : 10 / 363 ؛ خلاصة الكمال : 336 .
( 6 ) . تهذيب التهذيب : 7 / 318 ؛ خلاصة الكمال : 231 .