و سخن آن حضرت عليه السّلام : آيا مردى نيست كه سؤال كند و منتفع شود و همنشينان او هم سود برند ؟ ! « 1 »
و گفتهء آن بزرگوار عليه السّلام : به خدا قسم كه نازل نشده آيهاى ، مگر آنكه من مىدانم دربارهء چه نازل شده و در كجا نازل شده است . به درستى كه پروردگار من به من قلبى دانا و آگاه و زبانى پرسنده و گويا بخشيده است . « 2 »
و قول آن حضرت عليه السّلام : سؤال كنيد مرا پيش از آنكه مرا از دست بدهيد ، بپرسيد از من از كتاب خدا و نيست آيهاى ، مگر آنكه من مىدانم كجا نازل شده است در دامنه كوهى يا زمين هموارى .
و سؤال كنيد از من از فتنهها و جنگها كه نيست هيچ فتنه و آشوبى ؛ مگر آنكه مىدانم چهكسى آن را برپا مىكند و چه شخصى در آن كشته مىشود .
امام احمد حنبل آن را نقل كرده و گفته از آن حضرت بسيارى از اين مطالب روايت شده است . « 3 »
و گفتهء آن جناب عليه السّلام در بالاى منبر كوفه در حالى كه زرهء پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله در بر آن حضرت و شمشير او بر كمرش بسته بود و عمّامه پيامبر بر سرش بود . پس نشست بر منبر و شكم و سينه مباركش را باز كرد و فرمود : بپرسيد از من پيش از آنكه مرا نيابيد . پس جز اين نيست كه در ميان قلب و سينه من علوم فراوانى است . اين است علم و دانش . اين است لعاب آب دهان رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله ، اين است آنچه كه پيامبر خدا مرا خورانيد و نوشانيد .
پس سوگند به خدا ، كه اگر براى من مسندى گذارده شود و بر آن بنشينم ، هرآينه فتوا مىدهم بر اهل تورات به توراتشان و به اهل انجيل به انجيلشان ، تا آنكه خدا تورات و انجيل را به سخن درآورد ، پس بگويند راست گفت على كه فتوا داد شما را به آنچه كه در من است و حال آنكه كتاب را تلاوت مىكنيد . آيا پس انديشه نمىكنيد ؟
هامش
( 1 ) . جامع البيان ، ابو عمر : 1 / 114 ؛ مختصر 57 .
( 2 ) . حلية الاولياء ، ابو نعيم : 1 / 68 ؛ مفتاح السعادة : 1 / 400 .
( 3 ) . ينابيع المودة : 274 .