تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسى ) — صفحة 249

مساهمون:

ص٢٤٩
اختيار مىكنم . چون آمد ، گفتند : عبد اللّه بن عمر است كه مىآيد . عمر گفت : مرا بلند كنيد . مردى او را به سينهء خود تكيه داده و نشانيد . گفت : نزد تو چيست ؟ گفت : چيزى كه امير مؤمنين دوست دارد . عايشه اجازه داد . گفت : خدا را شكر در نزد من چيزى مهم‌تر از اين خوابگاه نبود . هرگاه من جان دادم مرا حمل كنيد و اگر عايشه مرا طرد كرد ، مرا به گورستان مسلمين برگردانيد . « 1 » امينى گويد : اى كاش خليفه به ما اعلام مىكرد كه علت اجازه گرفتن از عايشه چيست ؟ آيا او مالك حجرهء رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله به ارث شده بود ؟ پس قول آن حضرت صلّى اللّه عليه و آله - كه پنداشته‌اند - چه مىشود كه فرمود : « ما گروه پيامبران ارث نمىگذاريم ، آنچه ما آن را گذارديم صدقه است » . و به همين حديث مجعول ، فدك را از صديقهء طاهره عليها السّلام منع كردند و گرفتند و به همين حديث موهوم ابو بكر ، عايشه و ساير همسران پيامبر صلّى اللّه عليه و آله را منع كرد وقتى كه دسته‌جمعى آمدند و مطالبه هشت يك ميراث كردند . « 2 » و اگر خليفه از اين رأى عدول كرده وقتى كه براى او معلوم شد صحيح نبودن روايت . به درستى كه ورثهء دختر رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله اولى بودند به اذن گرفتن ، چون‌كه آنها مالك حقيقى بودند . و امّا عايشه ، برايش يك نهم از هشت يك بوده ؛ زيرا كه رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله از دنيا رفت در حالى كه داراى نه همسر بود . آنچه كه به عايشه مىرسيد از حجرهء شريفه يك نهم از يك هشتم بوده و از اين به او نمىرسيد مگر يك وجب يا كمتر از دو وجب و اين گنجايش دفن بدن خليفه را نداشت . و بر فرض كه او منضم مىكرد به آن سهم دخترش حفصه را ، همه آن كم مىآيد از بدن او در حال خوابيده ، پس تصرّف در اين حجرهء شريفه بدون اجازهء مالكش از خاندان پاك پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و مادران مؤمنين - همسران پيامبر - سازگار با شرع مقدّس نيست . و چه بسا خواننده در اين مقام مىخواند آنچه را كه ابن بطّال آورده است : جز اين نيست كه عمر آن را از عايشه استيذان كرد براى آنكه آنجا خانه عايشه بود و او در آنجا
هامش
( 1 ) . صحيح ، بخارى : 5 / 266 و 2 / 263 ؛ و جمع بسيارى از حافظين و پيشوايان حديث آن را نقل كرده‌اند در اينجا طول نمىدهيم آن را . ( 2 ) . السيرة الحلبية : 3 / 390 .
الغدير ( فارسى ) — صفحة 249 | الشيخ عبد الحسين الأميني (العلامة الأميني) / واحدى