در زير عبا مجتمع شدند . رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله دعا كرد كه خدا به آنها عطاى ملوكانه بخشد و ايشان را اهل بيت خود ناميد . پس نازل شد قول خداى تعالى :
إِنَّما يُرِيدُ اللَّهُ لِيُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَ يُطَهِّرَكُمْ تَطْهِيراً
« 1 » . جز اين نيست كه خدا مىخواهد هرآينه از شما اهل بيت پليدى را دور كند و شما را پاك و مطهّر قرار دهد ، تا اينكه امّ سلمه اجازه خواست داخل شود ، و به او اذن دهد ، بعد از نزول آيه و پيامبر صلّى اللّه عليه و آله او را خوشآمد گفت و به او فرمود : انّك على خير به درستى كه تو بر نيكى هستى . اشاره دارد به منحصر بودن اين عطيّه به ايشان و تفصيل اين جمله در كتب صحاح و مسانيد ياد شده است .
54 - رأى خليفه درباره تحقق بلوغ
از ابن ابى مليكه نقل شده است : عمر دربارهء جوانى از اهل عراق كه دزدى كرده بود ، نوشت كه او را وجب كنيد ، اگر شش وجب بود ، پس دستش را قطع كنيد . وجب كردند شش وجب و يك بند انگشت كم شد ، او را رها ساختند .
و از سليمان بن يسار نقل شده است : جوانى را نزد عمر آوردند عمر كه دزدى كرده بود . فرمان داد تا او را وجب كنند . وجب كردند از شش وجب يك بند انگشت كوتاه بود ، او را رها كردند . « 2 »
امينى گويد : آنچه كه از شريعت در تحقق بلوغ ثابت شده ، احتلام است . ثابت شده به حديث صحيح كه از پسر رفع قلم شده تا آنكه محتلم شود يا موى ( زهار ) در زير نافش روييده باشد . و در صحاح آمده كه داراى محدوديت سنّى باشد ، چنانچه در صحيح عبد اللّه بن عمر است و علامت چهارمى حدّ شايع و معمول باشد . و امّا مساحت به وجب ، از فقه خليفه و بدعتهاى او است و شايد او بيناتر باشد به مواقع فقاهتش !
هامش
( 1 ) . احزاب 33 / 34 .
( 2 ) . ابن ابى شيبه نقل كرده و عبد الرزاق و مسدّد و ابن المنذر در اوسط آورده چنانچه در كنزل العمال :
3 / 116 ياد شده است .