تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسى ) — صفحة 222

مساهمون:

ص٢٢٢
استدعا مىكند محصور بودن وصيّت به زن‌هاى او را ، لكن ترك قاعده نمود و آن را تعميم داده بر هركس كه در تحت سرپرستى او بوده است تعميم داد . « 1 » و ابو بكر گويد : اهل نامى است كه بر همسر اطلاق مىشود و بر تمام كسانى شامل مىشود كه در منزل او هستند . خداوند تعالى مىفرمايد :
إِنَّا مُنَجُّوكَ وَ أَهْلَكَ إِلَّا امْرَأَتَكَ
« 2 » به درستى كه ما نجات دهنده هستيم تو و اهلت را ، مگر همسرت . و در كتب لغت : اهل آن است كه برايش همسر و عيال باشد . و سار باهله يعنى : رفت با زنش و اولادش ، و اهل الرّجل و تأهّل يعنى ازدواج كرد . و تأهّل يعنى : زناشويى و در دعا آمده : اهلك اللّه فى الجنّة ايّها لا « 3 » يعنى : خدا تو را در بهشت همسر و عيالى بدهد . و اگر به كتب لغات رجوع كنى اطمينان و اعتمادت به اين قضيه بيشتر مىشود . هرگاه اين را شناختى ، به خاطر داشته باش كه اطلاق اهل بر زن به قرينهء اضافه آن به رجل منافى وجود معانى ديگرى براى آن نيست كه در آن استعمال شود به قرينه‌هاى معيّن يا صارفه‌اى كه از معناى اهل منصرف كند . پس اهل مرد ، فاميل و خويشان نزديك اويند و قول خداى تعالى :
فَابْعَثُوا حَكَماً مِنْ أَهْلِهِ وَ حَكَماً مِنْ أَهْلِها
پس برانگيزند حكمى از خويشان مرد و حكمى از خويشان زن . و اهل امر ، واليان هستند و اهل خانه سكنهء آنند و اهل مذهب كسانى هستند كه معتقد به آنند . و سخن خداى تعالى در قصّه نوح :
إِذْ نادى مِنْ قَبْلُ فَاسْتَجَبْنا لَهُ فَنَجَّيْناهُ وَ أَهْلَهُ مِنَ الْكَرْبِ الْعَظِيمِ
وقتى كه از پيش ندا كرد ، پس ما او را اجابت كرده و نجاتش داديم با اهلش از اندوه بزرگ . خلاصهء كلام : موضوع « اهل » هرجا كه براى او صله‌اى از يكى از نواحى باشد به سبب اضافه به او ، پس قرائن موجود پيچيده به آن مقصود را تعيين مىكند ؛ چنانچه در آيهء تطهير است . پس مراد به آن محمّد و على و فاطمه و حسن و حسين عليهم السّلام است و آنها
هامش
( 1 ) . احكام القرآن ، جصاص : 2 / 277 . ( 2 ) . احكام القرآن ، جصاص : 2 / 277 . ( 3 ) . نهايه ، ابن اثير : 1 / 64 ؛ قاموس اللغة : 3 / 331 ؛ لسان العرب : 13 / 31 ؛ تاج العروس : 7 / 217 .