55 - كمكردن خليفه از حدّ
از ابى رافع نقل شده است : شرابخوارى را نزد عمر بن خطّاب آوردند ، به او گفت : تو را پيش مردى مىفرستم كه ملايمت و ترحمى دربارهء تو روا نمىدارد . او را نزد مطيع بن اسود عدوى فرستاد . گفت : وقتى كه فردا را صبح كردم او را حدّ مىزنم . پس عمر آمد در حالى كه او به سختى مرد شرابخوار را مىزد .
عمر گفت : اين مرد را كشتى ، چند ضربه به او زدى ؟ گفت : شصت ضربه . گفت : من او را با بيست ضربه قصاص مىكنم .
ابو عبيده در معناى آن گويد : عمر مىگفت من سختى اين زدن را به عنوان قصاص به بيست شلاقى كه باقيمانده است از حدّ قرار مىدهم ، پس آن را نزن . « 1 »
امينى گويد : نگاهى به اين مرد بكن كه چگونه در اجراى حكم خدا رنگ به رنگ مىشود ؟ يك روز حدّ شرابخوار را دو برابر مىكند و آن چهل شلاق است پيش اهل سنّت ، پس هشتاد شلاق مىزند . پس از آن در روز ديگر دلش به حال متهم مىسوزد و بيست ضربه شلاق كم مىكند و شدت زدن را به كمكردن تعدادى از آن تلافى مىكند ، بعد از سپردن شرابخوار به مردى كه او را به خشونت مىشناخت ، و تمام آن زايد است بر قانون خدايى كه پيامبر صلّى اللّه عليه و آله آن را آورده است . و در حديث است كه فرداى قيامت مردى را مىآورند كه بيش از مقدار حدّ زده است . خداوند مىفرمايد :
براى چه زيادتر از آنچه كه دستور دادم زدى ؟ پس مىگويد : اى پروردگار ! براى تو غضب كردم و بيشتر زدم . مىفرمايد : آيا غضب تو شديدتر از غضب من بود ؟ و كسى را مىآورند كه تقصير كرده در حدّ . به او مىفرمايد : بنده من ! چرا تقصير كردى ؟ مىگويد :
من بر او ترحم كردم . مىفرمايد : آيا رحم تو بيشتر از رحمت من بود ؟ « 2 »
هامش
( 1 ) . سنن الكبرى : 8 / 317 ؛ شرح نهج البلاغة : 3 / 133 .
( 2 ) . البيان و التبيين : 2 / 20 .