نجات دهندهايم ، مگر زنت را . و قول خداى تعالى :
فَأَنْجَيْناهُ وَ أَهْلَهُ إِلَّا امْرَأَتَهُ
« 1 » پس نجات داديم او را و اهلش را ؛ مگر همسرش و استثنا در اين مقامات دلالت مىكند بر دخول او از آنچه خارج شده است و همگان مىدانند كه استثنا بدون ترديد متصل است ؛ چنانچه ابن حجر در فتح البارى به آن تصريح نموده است .
و قول خداى تعالى در مورد زليخا همسر عزيز مصر :
ما جَزاءُ مَنْ أَرادَ بِأَهْلِكَ سُوءاً
« 2 » چيست كيفر آنكه نسبت به اهل تو سوء قصد كند ؟
و قول خداى تعالى :
إِذْ قالَ مُوسى لِأَهْلِهِ إِنِّي آنَسْتُ ناراً
« 3 » هنگامى كه موسى به اهلش گفت من آتشى پيدا كردم .
و قول خداى تعالى :
فَلَمَّا قَضى مُوسَى الْأَجَلَ وَ سارَ بِأَهْلِهِ آنَسَ مِنْ جانِبِ الطُّورِ ناراً قالَ لِأَهْلِهِ امْكُثُوا إِنِّي آنَسْتُ ناراً
« 4 » پس چون مدّت موسى با شعيب به سر رسيد با اهلش به راه افتاد آتشى از طرف كوه طور مشاهده كرد ، به اهلش گفت : توقف كنيد كه من آتشى پيدا كردم . و با آن حضرت عليه السّلام نبود مگر همسرش و او آبستن بود يا او چند لحظه جلوتر زاييده بود .
2 - ( سنّت پيامبر ) و آن اين است كه رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله به حاكمش ، ضحّاك بن سفيان نوشته است كه به زن اشيم ضبابى از ديه شوهرش ارث بده .
3 - زبان عربى و بزرگترين چيزى كه استفاده از آن مىشود استقراء آن است بر طلاق اهل بر زوجه كه در آيات كريمه ياد شده ، پس از آن رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله به عاملش نوشته و آنچه كه از آن حضرت صلّى اللّه عليه و آله آمده كه آن حضرت به متاهل دو بهره داد و به مجرد يك بهره ، و صفوان بن عمرو گويد : پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و آله به من دو بهره داد و براى من اهل و همسر بود و عمّار را طلبيد و به او يك بهره داد . « 5 »
و محمّد بن حسن فتوا مىدهد دربارهء كسى كه وصيّت كرد براى اهل فلان : قاعده
هامش
( 1 ) . نمل 27 / 59 .
( 2 ) . يوسف 12 / 25 .
( 3 ) . نمل 27 / 8 .
( 4 ) . قصص 28 / 30 .
( 5 ) . سنن ، ابو داود : 2 / 25 ؛ سنن ، بيهقى : 6 / 346 ؛ تيسير الوصول : 1 / 253 ؛ النهاية : 4 / 64 .