آوردند .
و اين عاتكه دختر زيد است كه براى او مرثيه خوانده و مىگويد :
- و شام كرد مركبهاى او كه وحشى شده بودند ، و حال آنكه سوار مىشد براى آنكه زينت آنها بود .
- و شام نمود ؛ در حالى كه گريه مىكرد بر بزرگوارى ، و اشك از چشمش روان بود .
و اين امّ ايمن است كه بر آن حضرت نوحهسرايى مىكند و مىگويد :
نوحهسرايى مىكند : اى ديده ! اشك بريز كه در اين اشك ريختن شفا است ، بسيار گريه كن .
با اشك فراوانى براى تو نوحهسرايى مىكند ، تا آنكه خدا دربارهء تو به بهترين شيوه حكم كند . « 1 »
و اين عمّه جابر بن عبد اللّه است كه روز احد آمد و بر برادرش عبد اللّه بن عمر گريه مىكرد . جابر گويد : من شروع كردم به گريهكردن و مردم مرا منع مىكردند و رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله منع نمىكرد . رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله فرمود : او را بگريانيد يا نگريانيد ، به خدا قسم كه فرشتگان با بال خود بر او سايبانى نمودند ؛ تا آنكه او را دفن نموديد . « 2 »
اين سنّت پيامبر بزرگوار است كه ميان صحابه معمول بوده و پيروى مىشده است و با حديث خليفه كه ميّت به گريه زنده عذاب مىشود ، معارضه مىكند . پس قول ، مخصوص او و پسرش عبد اللّه است و حق شايستهتر است كه پيروى شود .
52 - اجتهاد خليفه درباره قربانى
از حذيفة بن اسيد نقل شده است : ابو بكر و عمر را ديدم كه از ترس اهلشان كه مبادا از آنها پيروى كنند ، قربانى نمىكردند . اهل من بعد از آنكه سنّت بودن قربانى را دانست
هامش
( 1 ) . طبقات ، ابن سعد : / 855 - 839 ؛ سيرهء ، ابن هشام : 4 / 346 .
( 2 ) . الاستيعاب ، شرححال عبد اللّه : 1 / 368 .