تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسى ) — صفحة 188

مساهمون:

ص١٨٨
طلاق نمىشود ؛ مگر به دلالت صريح . 2 - حديثى است كه از پيامبر صلّى اللّه عليه و آله روايت شده است : دفع كنيد حدود را به شبهات و كمترين حالت كنايه وقتى است كه احتمال براى قذف غير آن اين است كه شبهه در سقوط آن باشد . و نيز خداوند تعالى فرق گذارده ميان تعريض به نكاح در عدّه و بين تصريح ، فرمود : و گناهى بر شما نيست در آنچه به كنايه خبر داديد به آن از خواستگارى زنان يا پنهان داشتن در نفس‌هاى خود ، خدا دانست كه شما زود ايشان را ياد خواهيد كرد و ليكن ايشان را پنهانى وعده ندهيد . « 1 » يعنى نكاح . كنايه را به منزلهء پنهان‌كردن در باطن قرار داده ، پس لازم است كه حكم كنايه هم‌چنين بوده باشد دربارهء قذف . و جمع بين معانى آنها اين است كه چون تعريض و احتمال باشد ، براى وجود احتمال در آن در حكم پنهان است . تمام اين‌ها ناشى از بىاطّلاعى خليفه است . مگر او نبود كه با مردم مشورت مىكرد در هرمشكلى كه بوده آنگاه در آن رأى خود را چه موافق دين خدا يا مخالف آن بود در نظر مىگرفت !

44 - رأى خليفه دربارهء درخت رضوان

از نافع نقل شده است : مردم مىآمدند نزد درختى كه رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله در زير آن بيعت رضوان نمود . پس در آنجا نماز مىخواندند . به گوش عمر رسيد . مردم را تهديد كرد و دستور داد آن را قطع كنند . « 2 » ابن ابى الحديد گويد : مردم بعد از وفات رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله مىآمدند نزد درختى كه در
هامش
( 1 ) . بقره 2 / 235 . ( 2 ) . طبقات الكبرى ، ابن سعد 657 ؛ سيرهء عمر ، ابن جوزى 107 ؛ شرح نهج البلاغة : 3 / 122 ؛ السيرة الحلبية : 3 / 29 ؛ فتح البارى ، ابن حجر : 7 / 361 آن را صحيح دانسته ؛ ارشاد السارى : 6 / 337 تصحيح ابن حجر را حكايت كرده ؛ شرح المواهب ، زرقانى : 2 / 207 ؛ الدر المنثور : 6 / 73 ؛ عمدة القارى : 8 / 284 ، گويد : اسناد آن صحيح است .