على عليه السّلام را لعن كند . صعصعه فرياد زد : لعن اللّه من لعن اللّه و لعن ابن ابى طالب . خدا لعنت كند كسى را كه خدا را لعنت كند و علىّ بن ابى طالب را لعنت نمايد . اين مطلب را به او خبر دادند . گفت : به خدا قسم مىخورم او را البتّه مقيّد كنند . بيرون آمده گفت : مغيره نمىپذيرد ؛ مگر علىّ بن ابى طالب را ، او را لعن كنيد ، خدا او را لعنت كند . مغيره گفت : او را بيرون كنيد خدا جانش را بگيرد . « 1 »
و احمد از قطبة بن مالك روايت كرده است : مغيره بن شعبه از على عليه السّلام بدگويى كرد .
زيد بن ارقم گفت : مسلّما مىدانى كه رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله از فحش دادن به مردگان نهى كرد .
براى چه سبّ مىكنيد و فحش مىدهيد به على عليه السّلام ، و حال آنكه او مرده است . « 2 »
و نيز احاديث بدگويى او از امير المؤمنين عليه السّلام را در خطبهاش و اعتراض سعيد بن زيد از او را آورده است . « 3 »
42 - هركسى از عمر فقيهتر است حتى پيرزنها
وقتى عمر بن خطّاب از شام به مدينه برگشت تنها حركت مىكرد ، تا اخبار حال مردم را بفهمد . به پيرزنى در خيمهاش رسيد ، قصد او نمود . پيرزن گفت : فلانى عمر چه شد ؟
گفت : او اينك از شام مىآيد . گفت : خدا او را پاداش خوبى ندهد ! عمر گفت : واى بر تو ! براى چه ؟ پيرزن گفت : براى آنكه به خدا قسم از روزى كه او خليفه شد يك دينار و يا يك درهم از عطايش به من نرسيده است . گفت : اى زن ! واى بر تو ، عمر از حال تو خبر ندارد كه تو در اين خيمه هستى ؟ پيرزن گفت : سبحان اللّه ! گمان نمىكردم كه كسى بر مردم ولايت كند و ما بين مشرق و مغرب آن را نداند ؟ راوى گويد : عمر آمد در حالى كه گريه مىكرد و مىگفت : وا عمراه ! وا خصوماه ! هركسى از تو داناتر است اى عمر ! و در تعبير ديگر اى عمر ! هركسى از تو فقيهتر است ، حتى پيرزنها . « 4 »
هامش
( 1 ) . رسائل ، جاحظ 92 ؛ الأذكياء 98 .
( 2 ) . مسند ، احمد : 4 / 369 .
( 3 ) . همان .
( 4 ) . رياض النضرة : 2 / 57 ؛ الفتوحات الاسلامية : 2 / 408 ؛ نور الابصار 65 .