آيا در تمام اين اماكن كسب فضيلتى نمىشود كه تقرّب عبادتكنندگان در سايهء آن افزايش يابد ؟ !
و آيا گناه درخت بيچاره چه بوده كه ريشهء آن را از زمين درآورند و كسى نباشد كه بازخواهى كند يا از آن دفاع نمايد ؟
آيا اينها اهانت به شخص پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله كه در آنجا نشسته و آن مكان را مشرّف نموده ، نيست ؟ !
آيا ادب دين تجويز مىكرد براى خليفه كه بگويد : اى مردم ! من مىبينم كه شما به بتپرستى برگشتهايد ، و حال آنكه آنها شأن اين آثار را رعايت مىنمودند و آنها را بزرگ مىداشتند و در نزد آن نماز مىخواندند ؟ !
ايشان از حاملين علم دين و عدول صحابه و مراجع خليفه در احكام و شرايع بودند و خليفه به ايشان اعتماد كرده و هركجا كه مسايل بر او مشكل مىشد بر آنها تكيه مىزد و مىگفت : كلّ الناس افقه منك يا عمر .
اينها مسايلى است كه خليفه ، بر پاسخ دادن به آنها علم نداشت و يا اينكه پاسخ آنها را در خاطرش نداشته ، يا آنكه در همه آنها تأويلكننده است ، و تو مىبينى . . .
و از صحابهاى كه تبرّك به اين اماكن مىنمودند و در آن نماز مىخواندند عبد اللّه بن عمر بود . موسى بن عقبه گويد : « 1 » ديدم سالم بن عبد اللّه را كه مكانهايى را در راه جستجو مىكرد و در آن نماز مىخواند و مىگفت : پدرم در اينجاها نماز مىخواند و او ديده بود پيامبر صلّى اللّه عليه و آله را كه در اين اماكن نماز مىخواند . و از نافع از ابن عمر : همانا او در اين امكنه نماز مىخواند .
و كسى كه به كتب صحاح و سنن رجوع كند بسيارى از اينها را مىيابد و مىدانيم كه رأى خليفه فقط مخصوص خودش بوده و پيروى نشده و نمىشود و نخواهد شد .
هامش
( 1 ) . صحيح بخارى كتاب صلوة ، باب مساجدى كه بر سر راه مدينه است و مواضعى كه پيامبر صلّى اللّه عليه و آله در آن نماز خوانده است .