اگر آن را مىدانستم بهتر بود پيش من ، از اينكه هرچه روى زمين است مال من باشد .
پرسيدم از كلاله از رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله فرمود : آيا نشنيدى آيهاى را كه در تابستان نازل شده و اين جمله را سه مرتبه تكرار كرد . « 1 »
3 - احمد از عمر نقل كرده است : پرسيدم از پيامبر خدا از كلاله . فرمود : آيهء تابستان تو را كافى است . گفت : اگر از رسول خدا سؤال كرده بودم ، محبوبتر بود از اينكه مرا شتران سرخمويى باشد . « 2 »
4 - بيهقى از عمر بن خطاب نقل كرده است : اگر سه چيز را رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله بيان فرموده بود ، پيش من محبوبتر بود از شتران سرخمو : خلافت ، كلاله ، ربا . « 3 »
و ابو داود طيالسى هم نقل كرده است . « 4 »
5 - طبرى در تفسير خود جلد 6 از عمر نقل كرده است : اگر من مىدانستم كلاله را ، محبوبتر بود از اينكه براى قصرهاى شام باشد . « 5 »
6 - ابن راهويه و ابن مردويه از عمر نقل كردهاند : پرسيد از رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله چگونه كلاله ارث مىبرد ؟ خداوند نازل فرمود :
يَسْتَفْتُونَكَ قُلِ اللَّهُ ، يُفْتِيكُمْ فِي الْكَلالَةِ
الآيه .
« استفتاء مىكنند تو را ، بگو خدا به شما فتوا مىدهد در كلاله » تا آخر آيه . عمر نفهميد . به دخترش حفصه گفت : هرگاه از رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله آرامش خاطر ديدى از كلاله سؤال كن .
چون از آن حضرت خوش نفسى و شادابى ديد سؤال كرد ، فرمود : پدرت به تو چنين گفت . نمىبينم كه پدرت آن را ياد بگيرد . عمر هم مىگفت : گمان نمىكنم كه آن را ياد بگيرم ، و حال آنكه پيامبر خدا فرمود . « 6 » سيوطى در جمع الجوامع ، همچنين در ترتيب آن كنز العمال گويد : صحيح است .
7 - ابن مردويه از طاوس نقل كرده است : عمر فرمان داد حفصه را كه از پيامبر صلّى اللّه عليه و آله از
هامش
( 1 ) . تفسير ، طبرى : 6 / 30 ؛ تفسير الدّر المنثور : 2 / 251 .
( 2 ) . مسند ، احمد : 1 / 38 .
( 3 ) . سنن الكبرى : 6 / 225 .
( 4 ) . مسند ، طيالسى : 1 / 12 .
( 5 ) . كنز العمال : 6 / 20 .
( 6 ) . احكام القرآن ، جصاص : 2 / 105 ؛ تفسير ، ابن كثير : 1 / 594 ؛ الدرّ المنثور : 2 / 249 ؛ كنز العمال : 6 / 2 .