خداوند مرا بعد از على زنده نگذارد . « 1 »
29 - خليفه و كلاله
1 - معدان بن ابى طلحه يعمرى گويد : عمر بن خطاب روز جمعهاى خطبه خواند و از پيامبر صلّى اللّه عليه و آله ياد كرد و از ابو بكر هم ياد نمود . گفت : پس از آن من ، چيزى را بعد از خودم وانگذاشتم كه پيش من مهمتر از كلاله باشد . من دربارهء چيزى به اندازهء آنچه دربارهء كلاله مراجعه كردم ، به پيامبر خدا مراجعه ننمودم و من دربارهء چيزى به اندازهاى كه دربارهء كلاله سخت گرفتم سخت نگرفتم ؛ تا آنكه با انگشتش به سينهاش زد و گفت : اى عمر ! آيهء تابستان « 2 » كه در آخر سورهء نساء است تو را بس نيست ؟ اگر زنده بمانم « 3 » قضاوت مىكنم به قضيّهاى كه هركس قرآن بخواند يا نخواند در آن ، قضاوت كند . « 4 »
و در لفظ جصّاص ، من سؤال نكردم از رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله چيزى بيشتر از آنچه را كه سؤال كردم از كلاله .
2 - از مسروق نقل شده است : پرسيدم از عمر بن خطاب از نزديكانى كه مراست وارث كلاله مىشود . گفت : الكلاله ، الكلاله و ريشش را گرفت . آنگاه گفت : به خدا قسم !
هامش
( 1 ) . الاذكياء ، ابى جوزى 18 ؛ اخبار الظّراف ، ابن جوزى 19 ؛ الرياض النضرة : 2 / 197 ؛ ذخائر العقبى 80 ؛ تذكره ، سبط بن جوزى 87 ؛ مناقب ، خوارزمى 60 .
( 2 ) . آيه كلاله آيه تابستان ناميده مىشود ، براى نزول آن در تابستان حجة الوداع و آن قول خداى تعالى است« يَسْتَفْتُونَكَ قُلِ اللَّهُ يُفْتِيكُمْ فِي الْكَلالَةِ إِنِ امْرُؤٌ هَلَكَ لَيْسَ لَهُ وَلَدٌ وَ لَهُ أُخْتٌ فَلَها نِصْفُ ما تَرَكَ وَ هُوَ يَرِثُها إِنْ لَمْ يَكُنْ لَها وَلَدٌ فَإِنْ كانَتَا اثْنَتَيْنِ فَلَهُمَا الثُّلُثانِ مِمَّا تَرَكَ وَ إِنْ كانُوا إِخْوَةً رِجالًا وَ نِساءً فَلِلذَّكَرِ مِثْلُ حَظِّ الْأُنْثَيَيْنِ يُبَيِّنُ اللَّهُ لَكُمْ أَنْ تَضِلُّوا وَ اللَّهُ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمٌ »استفتاء مىكنند از تو ، بگو خدا فتوا مىدهد شما را دربارهء كلاله ، اگر مردى بميرد كه براى او فرزندى نيست و خواهرى دارد ، براى او نصف مال ميّت است و اگر خواهر هم بميرد كه اولادى نداشته باشد ، برادر وارث او مىشود . اگر دو خواهر باشند براى آنها دو ثلث ميراث است و اگر خواهران و برادران باشند مردان و زنان پس براى مرد مثل نصيب دو زن است . خداوند بيان مىكند براى شما كه گمراه نشويد و خدا به هرچيزى دانا است .
( 3 ) . نووى در شرح اين حديث مىگويد : اگر زنده بمانم ، قول عمر است نه پيامبر صلّى اللّه عليه و آله .
( 4 ) . صحيح ، مسلم كتاب فرائض : 2 / 3 ؛ مسند ، احمد : 1 / 48 ؛ سنن ، ابن ماجد : 2 / 163 ؛ احكام القرآن ، جصاص : 2 / 106 ؛ سنن ، بيهقى : 6 / 224 و 8 / 150 ؛ تفسير ، قرطبى : 6 / 29 .