چنين كرد . چون عمر خليفه شد و مردم از شهرها و روستاها آمدند گفت : چه مىبينيد در حدّ شراب . عبد الرحمن بن عوف گفت : من صلاح مىدانم كه كمترين حدها را قرار دهى ؟ عمر هشتاد تازيانه زد . « 1 »
و ابو داود در حديثى نقل كرده است : ابو بكر در شراب چهل شلاق زد . آنگاه عمر اوايل حكومتش چهل شلاق زد و عثمان هم هردو حد را زد . هشتاد و چهل سپس معاويه حدّ را بر هشتاد مقرّر كرد . « 2 »
و از حضين ابى ساسان رقاشى نقل شده است : نزد عثمان بن عفّان رفتم در حالى كه وليد بن عقبه را كه شراب خورده بود آورده بودند ، و حمران بن ابان و مردى ديگر گواهى داده بودند . عثمان به على عليه السّلام گفت : اقامهء حد كن بر وليد . على عليه السّلام دستور داد كه عبد اللّه بن جعفر طيّار شلّاق زند . به او فرمود : دست نگه دار ، رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله چهل شلّاق زد ، و ابو بكر هم چهل تازيانه زد ؛ ولى عمر هشتاد تازيانه و هريك سنّت است و اين پيش من محبوبتر است . « 3 »
در لفظ ديگر :
وليد بن عقبه نماز صبح را با مردم چهار ركعت خواند . سپس به سوى ايشان برگشت و گفت : زيادتر كنم براى شما ؟ اين خبر را به عثمان رسانيدند ، تا آخر حديث . و در آن است كه رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله چهل شلاق زد و ابو بكر نيز و عمر در اوّل رياستش چهل ضربه مىزد ، سپس عمر آن را به هشتاد ضربه تمام كرد و هريك سنّت است . « 4 »
امينى گويد : ارزش عبد الرحمن چيست و رأى او چه ارزشى دارد كه با آنچه كه شارع
هامش
( 1 ) . صحيح مسلم باب حدّ شراب : 2 / 38 ؛ سنن دارمى : 2 / 175 ؛ سنن ابى داود : 2 / 240 ؛ مسند ابى داود طيالسى 265 ؛ سنن بيهقى : 8 / 319 .
( 2 ) . سنن ، ابى داود : 2 / 242 ؛ سنن الكبرى : 8 / 320 ؛ تيسير الوصول : 2 / 17 .
( 3 ) . صحيح ، مسلم : 2 / 52 ؛ سنن ، ابو داود : 2 / 241 ؛ سنن الكبرى ، بيهقى : 8 / 318 ؛ كنز العمال : 3 / 102 ؛ به نقل از طبرانى و عبد الرزاق و احمد و مسلم و ابو داود و نسايى و ابن حرير و ابى عوانه ، و طحاوى ، و دار قطنى ، و دارمى .
( 4 ) . سنن الكبرى ، بيهقى : 8 / 319 به نقل از صحيح مسلم .