تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسى ) — صفحة 156

مساهمون:

ص١٥٦
كردى ، و نيز فرموده : « از درهاى منازل وارد شويد » و تو از راه بام آمدى ، و فرموده است : « داخل منزلى غير از منازل خودتان نشويد مگر آنكه مأنوس باشيد و سلام كنيد بر اهل آن خانه » تو وارد شدى و سلام نكردى . شهاب الدين ابشيهى گويد : از قرائن مشهود است كه اين قضيّه غير از حكايت پيشين است . و اللّه اعلم . « 1 » و ابن جوزى اين قصهء مفتضح را از مناقب عمر شمرده و شاعر نيل حافظ ابراهيم هم آن را در قصيده عمريّه‌اش تحت عنوان مثال رجوع‌كردن او به حق به نظم درآورده است : - و جوانانى كه به ميگسارى حريص بودند و براى خود منزلى را اختيار كردند و در شرابخوارى كوشيدند . - از ديوارشان بالا رفتى ، وقتى فهميدى كه ايشان مشغولند در حالى كه تاريكى شب همه جا را فراگرفته بود . - تا آنكه ايشان را كه شراب بالا برده بودند و مستى ساقى و خورنده را روشن كردى . - تقبيح كردى عقايد آنان را در آن ، درنگ نكردند كه تو را جا گذارند چون آمدى كه ايشان را كيفر دهى . - و قصد كردى كه ايشان را در دينشان آگاهى دهى ، چون‌كه به شراب‌خورى معتاد بودند و عمر آن را فهميده بود . - گفتند : به جاى خودت آرام باش ! ما اگر يك گناه مرتكب شديم ، تو سه گناه مرتكب شدى و باكى هم ندارى . - پس وارد خانه‌ها شويد از درهاى آن ، اى عمر ! تو گناه كردى كه از ديوار آن آمدى . - و از مردم اجازه بگير و بدون اجازه وارد خانه آنها نشو و سركشى به خانه‌اى نكن يا آن را ناديده بگير . - تفتيش نكن ، اين آيات به منع از آن نازل شده ، پس نهى آن را ياد نكردى . - پس از ايشان برگشتى در حالى كه دليل آنها را بزرگ داشتى ، وقتى كه ديدى كتاب خدا
هامش
( 1 ) . مستطرفات ، شهاب الدين ابشيهى : 2 / 115 ، باب 61 .