تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسى ) — صفحة 151

مساهمون:

ص١٥١
الوشيعة !

21 - رأى خليفه دربارهء زنى كه با غلامش آميزش كرده است

از قتاده روايت شده است : زنى غلام خود را به همسرى اختيار كرد و گفت : من تأويل كردم آيه‌اى از كتاب خدا را
أَوْ ما مَلَكَتْ أَيْمانُهُمْ
« 1 » « يا كنيزان ملكى متصرّفى شما » . پس او را نزد عمر بن خطّاب آوردند و بعضى از اصحاب پيامبر صلّى اللّه عليه و آله به او گفتند : آيه‌اى از كتاب خداى عزّ و جلّ را بر غير صورت آن تأويل نموده . گويد : آن غلام را زد و سرش را تراشيد و به آن زن گفت : تو بعد از غلامت بر هرمسلمانى حرامى . « 2 » صورت ديگرى براى قرطبى : زنى غلامش را به همسرى گرفت . ما وقع را به عمر گفتند . از آن زن پرسيد : چه باعث شد كه تو اين كار را كردى ؟ گفت : من خيال مىكردم كه او به سبب تملّك بودن و خريدارى من حلال مىشود ؛ چنانچه به مرد حلال مىشود زنى كه خريدارى شده است . عمر در سنگساركردن آن زن با اصحاب پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و آله مشورت كرد . گفتند : تأويل كرده كتاب خداى عزّ و جلّ را بر غير تأويل آن ، رجم و سنگسارى بر او نيست . عمر گفت : به خدا قسم كه هرگز او را براى هيچ آزادى بعد از آن حلال نمىكنم و آن زن را شكنجه نمود و حدّ را از او دور كرد و دستور داد كه آن غلام به او نزديك نشود . امينى گويد : اى كاش مىدانستم كه اين شكنجه‌هاى سنگين چيست بعد از سقوط حدّ از اين زن و غلام به سبب نادانى و تأويل كتاب خدا ؟ و معناى شكنجه آنها چيست بعد از عفو خداى سبحان از آنها ؟ و به كدام كتاب و يا به كدام سنّتى اين غلام را زده ، سر او را تراشيد ؟ و به چه دليل اين زن را بر هرمسلمانى حرام كرد و غلام را از نزديك شدن به مالكش نهى نمود ؟ آيا دين خدا به خليفه واگذار شده يا اينكه اسلام چيزى غير از رأى
هامش
( 1 ) . مؤمنون 23 / 8 . ( 2 ) . تفسير ، ابن جرير طبرى : 6 / 68 ؛ سنن ، بيهقى : 7 / 127 ؛ تفسير ، ابن كثير : 3 / 239 ؛ تفسير ، قرطبى : 12 / 107 ؛ الدرّ المنثور .
الغدير ( فارسى ) — صفحة 151 | الشيخ عبد الحسين الأميني (العلامة الأميني) / واحدى