6 - خليفه معناى أبّ را نمىداند
انس بن مالك گويد : عمر بالاى منبر قرائت كرد :
فَأَنْبَتْنا فِيها حَبًّا وَ عِنَباً وَ قَضْباً وَ زَيْتُوناً وَ نَخْلًا وَ حَدائِقَ غُلْباً وَ فاكِهَةً وَ أَبًّا
« پس ما در زمين دانه و انگور و نوعى خرما و زيتون را رويانيديم و درخت خرما و باغهاى پر درخت و ميوه و چراگاه را » « 1 » . گفته : همهء اينها را شناختيم ، أب چيست ؟ سپس عصايى كه در دستش بود انداخت و گفت : به خدا قسم ! كار دشوارى است . پس چه عيبى دارد براى تو اگر ندانستى أب چيست ؟ « 2 » [ اى مردم ! ] به آنچه براى شما بيان شده و هدايت و رهنمويى آن از قرآن است ، عمل كنيد . و آنچه را نشناختهايد ، به پروردگارش واگذار نماييد .
و در عبارت ديگر : انس گويد : عمر در حالى كه در ميان اصحابش نشسته بود ، اين آيه را تلاوت كرد :
فَأَنْبَتْنا فِيها حَبًّا وَ عِنَباً وَ قَضْباً وَ زَيْتُوناً وَ نَخْلًا وَ حَدائِقَ غُلْباً وَ فاكِهَةً وَ أَبًّا
سپس گفت : تمام اينها را شناختيم ، پس ابّا چيست ؟ گويد : و در دستش عصايى بود كه به زمين مىزد ، گفت : قسم به خدا ، كار دشوارى است . اى مردم ! آنچه را كه براى شما بيان شده بگيريد و به آن عمل كنيد و آنچه را كه نشناختهايد به پروردگارش واگذاريد .
و در لفظ ديگر : عمر قرائت كرد :
وَ فاكِهَةً وَ أَبًّا
پس گفت : فاكهه را ما شناختيم كه ميوه است ، پس ابا چيست ؟ آنگاه گفت : ساكت باشيد كه ما از كار دشوار منع شدهايم . و در النهايه است : ما تكليف نشديم و ما مأمور به اين نگشتهايم .
و در تعبير ديگر : عمر اين آيه را خواند ، گفت : تمام اينها را شناختيم پس ابّا چيست ؟
سپس چيزى را كه در دستش بود رها كرد و گفت : به خدا قسم ! كار دشوارى است و چيست بر تو اى پسر مادر عمر اگر ندانى ابّا چيست ؟ سپس گفت : پيروى و اطاعت كنيد آنچه براى شما از قرآن بيان شده و آنچه بيان نشده ، پس آن را واگذاريد .
و در لفظ محب طبرى : سپس گفت : آرام ، ما از تكلّف و امور دشوار منع شدهايم . اى عمر ! اين از كارهاى سخت است و باكى بر تو نيست اگر ندانستى أبا چيست .
و از ثابت اينكه مردى از عمر بن خطاب سؤال كرد از قول خداى تعالى :
وَ فاكِهَةً وَ
هامش
( 1 ) . عبس / 32 - 28 .
( 2 ) . اين كلام را عمر بن خطاب به خودش مىگويد .