كرده باشيد » .
و براى عدهاى از فقهاى تسنّن و پيشوايانشان كلمات فراوانى است در اين مقام كه از حقيقت حال پرده برمىدارد و از ميان آنها به سخن ابى بكر حصاص حنفى ، ( م 370 ) اكتفا مىكنيم كه گويد :
امّا قول خداى تعالى : « يا با زنان آميزش كرديد ، پس آب نيافتيد ، با خاك تيمم كنيد » . « 1 »
به درستى كه پيشينيان نزاع و جدال كردهاند در معناى ملامسه ياد شده در اين آيه ، على عليه السّلام و ابن عبّاس و ابو موسى و محسن و عبيده و شعبى گويند : كنايه از جماع و آميزش است و آنها وضو را واجب نمىدانستند براى كسى كه زنش را لمس كرده است . و عمر و عبد اللّه بن مسعود مىگفتند : مقصود لمسكردن با دست است و آندو وضو را واجب نمىكردند به لمسكردن زن و براى شخص جنب واجب نمىديدند كه تيمم كند .
پس كسى كه تاويل كرده از صحابه بر جماع و آميزش ( مخصوص ) واجب نكرده وضو را بر مسّ و آميزش زن و كسى كه حمل كرده آن را بر لمسكردن با دست ، وضو را بر مسّ زن واجب كرده و تيمم را براى جنب جايز ندانسته است .
سپس ثابت كرده باطل نشدن وضو را به لمسكردن زن درهرحال ، چه از روى شهوت باشد يا غير شهوت ، طبق سنت نبوى . پس گويد : لمسكردن ، احتمال مىرود آميزش باشد ، بنا بر آنچه كه على عليه السّلام و ابن عبّاس و ابو موسى تاويل كردهاند . و احتمال مىرود منظور دست زدن باشد ، بنا بر آنچه از عمر و عبد اللّه بن مسعود روايت شده است .
چون روايت شده از پيامبر صلّى اللّه عليه و آله كه برخى از همسرانش را بوسيده ، سپس نماز خواند و وضو نگرفت ، اين مقصود خداى تعالى را روشن مىكند .
و صورت ديگرى كه دلالت مىكند كه مقصود از آن جماع است اينكه لمسكردن هر چند كه حقيقت در لمس با دست است ، چون اضافه به نساء شده ، لازم است كه مقصود از آن آميزش باشد ؛ چنانچه وطىء حقيقت در راه رفتن با پاها است . پس وقتى اضافه به
هامش
( 1 ) . احكام القرآن : 2 / 456 - 450 .