تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسى ) — صفحة 114

مساهمون:

ص١١٤
لفظ مجاز و حقيقت باشد يا كنايه و صريح باشد ، ما با تو برابر شديم در اثبات فايده تازه‌اى به حمل‌كردن آن بر لمس با دست ، با استعمال ما حقيقت لفظ را ، در آن تيمم براى جنب اولى نيست از آنكه ثابت كرده فايده آن را از جهت حدث بودن لمس با دست . به او گفته شود : قول خداى تعالى :
إِذا قُمْتُمْ إِلَى الصَّلاةِ
مفيد حكم حدث‌ها است در حال وجود آب ، با اين وجود تصريح بر حكم جنابت است بهتر است ترتيب آيه اين‌گونه باشد :
أَوْ جاءَ أَحَدٌ مِنْكُمْ مِنَ الْغائِطِ
تا قول
أَوْ لامَسْتُمُ النِّساءَ
بيان براى حكم حدث و جنابت باشد در حال نبود آب ، چنانچه در اوّل آيه بيان براى حكم هردو است در حال وجود آب ، و مورد آيه در بيان تفصيل همه حدث‌ها نيست و فقط بيان حكم جنابت است و تو وقتى حمل كردى لمس را بر بيان حدث ، پس آن را از اقتضا و ظاهرش دور كردى ، بنابراين آنچه ما ياد كرديم بهتر است . و دليل ديگرى بر آنچه از معناى آيه ياد كرديم اين است كه بر دو صورت قرائت شده است : أو لا مستم النساء و لمستم ، پس كسى كه أو لامستم خوانده ، ظاهر آن جماع است نه غير آن ، براى آنكه مفاعله نمىشود مگر از دو نفر ، جز در نوادر مثل قول ايشان : قاتله اللّه و جازاه و عافاه اللّه « خدا او را بكشد و به او پاداش دهد و عافيت بخشد » ، و مثل آن ، و آن چند حرف معدود است كه غير آن بر آن قياس نمىشود و اصل در مفاعله آن است كه بين دو نفر باشد ، مثل قول ايشان قاتله و ضاربه و سالمه و صالحه و مانند آن ، و هرگاه اين حقيقت لفظ باشد ، واجب ، حمل‌كردن لامستم است بر جماعى كه از مرد و زن باهم مىشود . و براين دلالت مىكند كه تو نمىگويى لامست الرجل من لمس كردم مردى را و لامست الثوب من لمس كردم پيراهن را ، هرگاه آن را با دستت لمس كردى براى تنها بودن تو به فعل . پس دلالت مىكند بر اينكه قول أو لامستم به معناى أو جامعتم النساء است پس حقيقتش جماع مىباشد . و هرگاه كسى اين قرائت را صحيح بداند : أو لمستم احتمال دارد كه لمس با دست باشد و احتمال دارد جماع باشد . واجب است كه اين محمول باشد بر چيزى كه احتمال نمىرود ؛ مگر بر يك معنى . براى آنكه چيزى كه فقط به يك معنى حمل مىشود محكم