تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسى ) — صفحة 115

مساهمون:

ص١١٥
است و آنچه بر دو معنى حمل مىشود آن متشابه است . و خداوند تعالى امر نموده ارجاع آيات متشابه را به آيات محكم و رد نمودن آيات متشابه ، چنان كه در اين بيان :
هُوَ الَّذِي أَنْزَلَ عَلَيْكَ الْكِتابَ مِنْهُ آياتٌ مُحْكَماتٌ هُنَّ أُمُّ الْكِتابِ
الآيه « 1 » « او چنان خدايى است كه فروفرستاد بر تو قرآن را كه بعضى از آن آيات محكمات است » آنها اصل قرآن است . چون محكم را اصل و امّ قرار داد ، بر متشابه ، ما را فرمان داد كه آن را حمل بر آن كنيم و مذمت كرده پيروان متشابه را به اكتفاكردن او بر حكم آن به خودش بدون ردكردن آن به غير خودش در قولش :
فَأَمَّا الَّذِينَ فِي قُلُوبِهِمْ زَيْغٌ فَيَتَّبِعُونَ ما تَشابَهَ مِنْهُ
« امّا كسانى كه در دل‌هايشان انحرافى است پس از آيات متشابه پيروى مىكنند » . پس ثابت شد به اينكه قول خدا : أو لمستم چون حمل بر دو معنى مىشود متشابه است و قول أو لامستم چون محدود و مختصر است در مفهوم زبان بر يك معنى محكم است پس واجب است كه معناى متشابه مبيّن بر آن باشد . و دلالت مىكند بر اينكه لمس ، حدث نيست . و در مسألهء حدث ، بين زن و مرد تفاوتى نيست . و اگر زنى مس كند زن ديگر را حدث نيست ، همين‌طور اگر مردى او را مس كند « 2 » و همچنين مس مرد بر مرد حدث نيست ، پس همين‌طور مس زن او را . و دلالت اين بر آنچه ما وصف كرديم از دو جهت است : يكى اينكه ما يافتيم كه در حدث‌ها مردان و زنان مختلف نمىشوند . پس هرچيزى كه آن حدث از مرد باشد پس آن از زن هم حدث است و همچنين آنچه كه از زن حدث است از مرد هم حدث است . كسى كه فرق گذارده بين مرد و زن ، قول او از اصول خارج است . و از جهت ديگر : علت در مسّ زن ، زن را و مرد ، مرد را اين است كه مباشرت بدون جماع است . پس حدث نيست . همين‌طور مرد و زن . پس بعد از همهء اينها مىبينى كه رأى خليفه خلاف قرآن و سنّت ثابته و اجماع امت و اجتهاد محض است كه برابر آن نصوص مسلّمه است و براى اين همه امت اسلاميه از
هامش
( 1 ) . آل عمران / 6 . ( 2 ) . يعنى حدث نيست نسبت به زن .