حجر گويد : حسن است و از سخنانى كه ايراد در آن باشد و اشاره به بطلان آن داشته باشد ذكر نكرده است .
126 - قاضى ثناء اللّه پانى پتى ، ( م 1225 ) آن را در چندين موضع از كتابش السيف المسلول ياد كرده و بيان نموده صحت حاكم بر آن را و تضعيف نموده كسى كه آن را ضعيف دانسته اختيار ابن حجر حسن بودن آن را ، سپس گفته : صواب آن و اينكه ابن حجر حسن بودن آن را اختيار نموده ، براى نگرش به سند آن . و امّا از جهت كثرت شواهد ، امكان دارد كه ما به صحت آن حكم كنيم .
127 - عبد العزيز بن ولى اللّه دهلوى ، آن را در سؤالى كه از او شده « 1 » و در رسالهاى كه در عقايد پدرش شاه ولى اللّه نوشته ياد كرده است .
128 - شيخ جواد ساباط بن ابراهيم ساباطى حنفى ، آن را در كتاب البراهين الساباطيّه ياد كرده .
129 - عمر بن احمد خرپوتى حنفى ، در كتاب عصيدة الشهدة فى شرح قصيدة البردة ، در شرح قول او گويد :
- در خلقت و اخلاق برتر از پيامبران بود و آنان نه در علم و نه در كرم نزديك او نباشند .
بدانكه بيان علم آن حضرت ثابت است به قول خداوند تعالى : و تعليم كرد تو را ، هر آنچه آموختنى بود . و به قول پيامبر صلّى اللّه عليه و آله من شهر علمم ، تا آخر حديث و غير اينها .
130 - قاضى محمّد بن على شوكانى صنعانى ، ( م 1250 ) آن را در الفوائد المجموعة فى الأحاديث الموضوعة ياد كرده و حسن دانسته است .
131 - محمّد رشيد الدين خان دهلوى ، در ايضاح لطافة المقال .
132 - جمال الدين ابو عبد اللّه محمّد بن عبد العلى قرشى معروف به ميرزا حسن على لكهنوى ، در كتاب تفريح الأحباب بمناقب الآل و الاصحاب آن را از مناقب امير المؤمنين عليه السّلام شمرده و حسن دانسته است .
133 - نور الدين اسماعيل بن سليمانى ، آن را در الدرّ اليتيم ياد كرده ، به نقل از ابى نعيم و
هامش
( 1 ) . ر ك : عبقات الانوار : 5 / 479 .