الأعيان مطبوع در قسطنطنيه 1297 .
142 - شيخ محمّد حبيب اللّه بن عبد اللّه يوسفى مدنى شنقيطى مصرى . « 1 »
سخنان بسيارى از بزرگان دربارهء اين حديث در جلد پنجم از عبقات الانوار حجة الاسلام مجاهد بزرگوار سيد مير حامد حسين موسوى لكهنوى ( م 1306 ) يافت مىشود .
صحت حديث
بسيارى از بزرگان به صحت حديث از جهت سند تصريح كردهاند در اينجا اختيار جمعى از ايشان را بيان كرديم بسيارى از اين گروه آن را حسن مىدانند و به عدم اشكال در آن و بطلان نظر كسانى كه ضعيف دانستهاند ، تصريح دارند . كسانى كه آن را صحيح دانستهاند ، عبارتند از :
1 - حافظ ابو زكريا يحيى بن معين بغدادى ، ( م 233 ) تصريح كرده بر صحت آن ؛ چنانچه خطيب و ابو الحجاج مزّى و ابن حجر و غير ايشان ياد كردهاند .
2 - ابو جعفر محمّد بن جرير طبرى ( م 310 ) ، در تهذيب الآثار صحيح دانسته است .
3 - ابو عبد اللّه حاكم نيشابورى ، ( م 405 ) در مستدرك آن را صحيح دانسته است .
4 - حافظ خطيب بغدادى ، ( م 463 ) از مولوى حسن زمان آن را برشمرده كه صحيح حسن دانسته است .
5 - حافظ ابو محمّد حسن سمرقندى ، ( م 491 ) در بحر الاسانيد .
6 - مجد الدين فيروزآبادى ، ( م 816 ) در نقد الصحيح آن را صحيح دانسته است .
7 - حافظ جلال الدين سيوطى ، ( م 911 ) در جمع الجوامع آن را صحيح دانسته ، چنانچه گذشت .
8 - سيد محمّد بخارى ، در تذكرة الابرار بر صحت آن تصريح كرده است .
9 - امير محمّد يمانى صنعانى ، ( م 1182 ) به صحت آن در الروضة النّديه تصريح
هامش
( 1 ) . كفاية الطالب لمناقب علىّ بن ابى طالب 48 .