تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسى ) — صفحة 525

مساهمون:

ص٥٢٥
ابن قتيبه در اين‌باره آورده است : من شما را به سوى ابو عبيده يا عمر دعوت مىكنم و هردو را براى شما و دينتان مىپسندم و هردو براى آن شايستگى دارند . « 1 » همو گفته است : من دربارهء يكى از اين دو مرد ، يعنى ابو عبيدهء جراح يا عمر براى شما خيرخواهى مىكنم ، پس با هركدامشان كه خواستيد بيعت كنيد . « 2 » به‌به ، اين مجد و شرف و اين عزت و بزرگى و افتخار و كرامت براى پيامبر اكرم و اسلام و مسلمانان كافى است كه مثل ابو عبيدهء جراح كه جز او و ابو طلحه كسى در مدينه شغل گوركنى نداشته است « 3 » ، خليفهء مسلمانان و جانشين رسول خدا باشد . چقدر اين امت خوشبخت است كه در ميان گوركن‌هايش كسى وجود دارد كه بعد از پيامبر اكرم جانشين او مىشود و اين خلأ را پر مىكند و پيشواى مردم در امر دين مىگردد . چرا او با آنكه امين است ، خليفهء مسلمانان نباشد ، در صورتى كه معاوية بن ابى سفيان به خاطر امين بودن و دانشش چنان كه گذشت « 4 » ، اميد مىرفت كه پيامبر باشد . فقط اين حقيقت برايم روشن نيست كه آن زمان كه ابو بكر خلافت اسلامى را به ابو عبيده مىبخشيد ، در آسمان‌ها چه مىگذشته است ؟ ! در صورتى كه هنگامى كه رسول خدا خلافت را براى على درخواست كرده بود ، چنان كه در روايات ساختگى پيشين گذشت ، آسمان‌ها لرزيده و فرشتگان به فغان آمده بودند و خداوند امتناع فرموده بود از اينكه جز ابو بكر كسى خليفه باشد ، و حال آنكه پيامبر اكرم با دستور صريح خداوند توانا على را جانشين خود قرار داده بود . آرى جا داشت كه آسمان‌ها از اين كار فرو مىريختند و زمين شكافته مىشد و كوه‌ها منهدم مىگرديدند . 24 - چه چيز مجوز اين بود كه ابو بكر در مقابل كلام عمر كه گفته بود : « دستت را بگشا
هامش
( 1 ) . الامامة و السياسة : 1 / 7 . ( 2 ) . همان : 1 / 10 . ( 3 ) . طبقات ابن سعد 815 - 819 ؛ سيرهء ابن هشام : 4 / 343 ؛ تاريخ طبرى : 3 / 204 ؛ الامتاع ، مقريزى 548 ؛ تاريخ ابن كثير : 5 / 266 ، 268 ؛ السيرة الحلبية : 3 / 393 . ( 4 ) . ر ك : الغدير ( متن عربى / چ 5 ) : 5 / 308 .
الغدير ( فارسى ) — صفحة 525 | الشيخ عبد الحسين الأميني (العلامة الأميني) / واحدى