تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسى ) — صفحة 528

مساهمون:

ص٥٢٨
خانهء فاطمه رفت و به اهل خانه گفت : از خانه بيرون مىآييد يا خانه را با اهلش آتش بزنم ؟ فاطمه از پشت پرده بيرون آمد ، در حالى كه با صداى بلند مىگريست و مىگفت : اى پدر ، اى رسول خدا ، ببين بعد از تو از پسر خطاب و پسر ابو قحافه چه مىكشيم ؛ على عليه السّلام را به خاطر بيعت گرفتن ، همانند شتر سركش ، كشان‌كشان به مسجد بردند و به او گفتند : بيعت كن ، و گرنه كشته خواهى شد ! او خود را به قبر برادرش رسول خدا رساند و گريان مىگفت : اى پسر مادرم ، مردم مرا تنها گذاردند و بيم آن مىرفت كه مرا بكشند ، و صدها حوادث ديگر نظير آنچه كه گفته شد . « 1 » شايد اين همه اصرار از ناحيهء خدا و فرشتگان و مؤمنان در اينكه خلافت جز شايستهء ابو بكر نيست ، دروغى است كه به نام خدا و پيامبر و مؤمنان ساخته شده و يا آنكه درست است ، اما مقيد به اراده و خواست خود ابو بكر است ؛ خير ، اين مطلب جز دروغ به نام خدا چيز ديگر نيست . 30 - مجوز عمر چه بوده كه بعد از وفات رسول خدا به ابو عبيدهء جراح گفت : دستت را بده تا با تو بيعت كنم ، زيرا طبق فرمودهء رسول خدا تو امين اين امتى ؟ آنگاه ابو عبيده به عمر گفت : از آن روزى كه اسلام آوردم ، چنين لغزشى از تو نديده بودم ، آيا با من بيعت مىكنى ، در صورتى كه ميان شما ابو بكر صديق يار غار پيامبر است ؟ « 2 » پس با در دست داشتن اين همه نصوص ، چه چيز او را وادار به اين خلاف بزرگ كرده است و اصلا در برابر اين نص مؤكد الهى ، اين گونه استبداد رأى چرا ؟ البته ، نظاير آن بسيار است . 31 - چگونه عمر كار مسلمانان را به شورا وا مىگذارد و مىگويد : هر كس با اميرى از غير راه شورا بيعت كند ، بيعتش و بيعت كسى كه با او بيعت كرده است ، ارزش ندارد و در معرض كشته شدن خواهد بود . « 3 »
هامش
( 1 ) . مدارك اين مطالب ، در جلد هفتم همين كتاب خواهد آمد . ( 2 ) . مسند احمد : 1 / 35 ؛ السيرة الحلبية : 3 / 386 ؛ الصواعق 7 ؛ طبقات ابن سعد : 3 / 128 ؛ نهايهء ابن اثير : 3 / 247 ؛ صفة الصفوة : 1 / 97 . ( 3 ) . مسند احمد : 1 / 56 ؛ تاريخ ابن كثير : 5 / 246 .
الغدير ( فارسى ) — صفحة 528 | الشيخ عبد الحسين الأميني (العلامة الأميني) / واحدى