كيست ؟ تا كسى در آن باره منازعه نمىكرد . همچنين دوست داشتم كه از او مىپرسيدم :
آيا از براى انصار در اينباره نصيبى هست يا نه ؟
بنابراين ، گفتهء حسن بصرى دربارهء خلافت كه مردم دربارهء آن اختلاف دارند ، درد است نه دوا ، چنان كه پرسشگر پنداشته است .
22 - ابن حبّان از سفينه آورده است : هنگامى كه رسول خدا مسجد النبى « 1 » را بنا كرد ، سنگى را در آن كار گذارد و به ابو بكر فرمود : سنگت را كنار سنگم قرار بده . آنگاه به عمر فرمود : سنگت را كنار سنگ ابو بكر بگذار . سپس به عثمان فرمود : سنگت را كنار سنگ عمر بگذار . آنگاه فرمود : اينان جانشينانم بعد از من هستند .
ابن حجر آن را ذكر كرده و گفته است كه به قول ابو زرعه ، اسنادش عيبى ندارد . « 2 » حاكم در مستدرك « 3 » آن را آورده ، بيهقى در الدلائل آن را صحيح دانسته و ابن كثير نيز آن را نقل كرده است . « 4 »
اى كاش ابن حجر سند اين روايت را ذكر مىكرد و آن را به طور مرسل نمىآورد تا براى خواننده امكان مىداشت كه از بطلان سند روايت و بطلان حكم به صحت آن آگاهى يابد ، گرچه آن را از طريق نعيم بن حماد كه در سلسلهء دروغگويان ذكر شد ، آوردهاند و همين خود در عيب و منقصت اين روايت كافى است .
اى كاش مصحح اين روايت مىدانست كه صحت اين روايت نخستين سنگ بناى خلافت را متزلزل مىكند و خلافت انتخابى را كه او و هم مسلكانش بدان معتقدند ، باطل مىنمايد و با روايتى كه به طور صحيح از ابو بكر و عمر و عايشه و ديگران آوردهاند و پس از اين خواهد آمد ، مبنى بر اينكه « پيامبر اكرم درگذشت و كسى را خليفهء خود قرار نداد » ، متناقض است ، و ذهبى آن را چنان كه در ذيل روايت دوم گذشت « 5 » ، باطل دانسته
هامش
( 1 ) . در البداية و النهاية : 6 / 204 آمده است : مسجد مدينه .
( 2 ) . الصواعق 14 .
( 3 ) . حاكم در المستدرك : 3 / 13 آخر روايت را چنين آورده است : اينان فرمانروايان بعد از من هستند .
( 4 ) . البداية و النهاية : 6 / 204 .
( 5 ) . ر ك : الغدير : ( متن عربى / چ 5 ) : 5 / 335 .