داراى عيوب و نواقصى هستند و به گفتهشان اعتماد نيست .
25 - از عمرو بن شعيب از پدرش از جدش ، نوهء عمرو بن عاص آمده است : هنگامى كه تب جنگ در حادثهء خيبر بالا گرفت ، به رسول خدا عرض شد : حال كه جنگ در گرفته است ، خوب است ما را از گرامىترين يارانت آگاه فرمايى كه اگر چيزى است بدانيم ، و گرنه راه ديگرى در پيش گيريم ، يعنى در صورت بروز حادثه اگر كسى را جانشين خود قرار مىدهيد ، از او پيروى كنيم ، و گرنه خودمان فرد شايستهاى را انتخاب نماييم . رسول خدا فرمود : ابو بكر وزير من است كه بعد از من جانشينم خواهد بود ، و عمر با زبانم به حق سخن مىگويد ، و من از عثمانم و عثمان از من است ، و على برادرم و همراهم در قيامت است .
ذهبى اين روايت را از طريق عقيلى آورده و گفته است كه شيخ جاهل ، سليمان بن شعيب بن ليث مصرى متهم به وضع اين حديث است .
خطيب اين روايت را چنين آورده است : وقتى كه در روز حنين جنگ درگرفت ، جندب بن عبد اللّه خدمت رسول خدا رسيد و عرض كرد : اينك كه جنگ درگرفته و از پايان آن بىخبريم ، آيا ما را از بهترين و محبوبترين يارانت با خبر نمىسازيد ؟ رسول خدا فرمود : چرا ، خدا پدرت را بيامرزد كه پيشرو اين امت شدى ؛ اين ابو بكر صديق است كه بعد از من جانشينم خواهد بود ، و اين عمر بن خطاب حبيب من است كه با زبانم به حق سخن مىگويد ، و اين عثمان بن عفان است كه از من است و من هم از او هستم ، و اين على بن ابى طالب برادر و همراه من است ، تا قيامت به پا گردد . « 1 »
رجال سند اين روايت عبارتند از :
1 - على بن حماد بن سكن كه دارقطنى گفته است : او متروك الحديث است .
2 - مجاعة بن ثابت كذاب است كه در سلسلهء دروغگويان شرح حالش گذشت .
3 - ابن لهيعه كه يحيى گفته است : او قوى نيست و مسلم گفته است : وكيع و يحيى قطان و ابن مهدى او را ترك كردهاند .
هامش
( 1 ) . تاريخ بغداد : 13 / 161 .