تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسى ) — صفحة 433

مساهمون:

ص٤٣٣
جان عباده در دست اوست ، فلانى يعنى معاويه از آنهاست . عثمان ديگر به او چيزى نگفت . « 1 » 18 - از ابو هريره روايت شده كه پيامبر فرمود : امنا پيش خدا سه نفرند : من و جبرئيل و معاويه . خطيب و نسائى و ابن حبّان گفته‌اند : اين حديث باطل و ساختگى است و خطيب معتقد است كه نادرستى اين حديث ، از ناحيهء على بردانى است . « 2 » ابن عدى گفته است : از هرجهت اين حديث باطل است و حاكم طرق اين حديث را نادرست خوانده است و در آن جمعى از دروغگويان و حديث سازان قرار دارند . « 3 » ذهبى گفته است : اين حديث دروغ است . وى نيز آن را در شرح حال حسن بن عثمان يادآور شده و گفته است : اين دروغ است . « 4 » ابن كثير در تاريخ خود آن را از طريق ابو هريره و انس و واثلة بن اسقع آورده و گفته است : به‌هيچ‌وجه صحيح نيست . « 5 » ابن حجر گفته است كه ابن جوزى آن را در زمرهء احاديث موضوعه آورده و يقين كرده است كه حسن بن عثمان آن را وضع كرده است . « 6 » ابن عدى گفته است : به نظر من حسن بن عثمان حديث ساز و حديث دزد بوده و دربارهء او از عبدان اهوازى پرسيدم ، گفت : او كذاب است . ابو على نيشابورى هم گفته است : اين مرد كذاب و حديث دزد است . در شذرات آمده است كه ابن جوزى آن را از ساخته‌هاى ابو عيسى احمد خشاب شمرده است . « 7 » با اين ياوه گوييها ناموس اسلام را هتك و ساحت مقدس صاحب رسالت را آلوده كردند . بنابراين ، دو امينى كه معاويه سومى آنها باشد ، چه ارزشى خواهند داشت ؟
هامش
( 1 ) . تاريخ ابن عساكر : 7 / 311 ، 312 . ( 2 ) . تاريخ بغداد : 11 / 8 . ( 3 ) . اللئالى المصنوعة : 1 / 217 . ( 4 ) . ميزان الاعتدال : 1 / 233 . ( 5 ) . البداية و النهاية : 8 / 120 . ( 6 ) . لسان الميزان : 2 / 220 . ( 7 ) . شذرات الذهب : 2 / 366 .