ذهبى هم آن را به طور مرفوع از امير المؤمنين ، از طريق اصرم بن حوشب كذاب حديث ساز خبيث آورده و از احاديث نادرست محمد بن عبد المجيد شمرده است . « 1 »
17 - از عبادة بن صامت آمده كه گفته است : خداوند به پيامبرش وحى كرد كه معاويه را به عنوان كاتب به كار گيرد ، زيرا كه او امين است .
طبرانى در المعجم الاوسط آن را به نقل از محمد بن معاويهء زيادى ، از احمد بن عبد الرحمن حرّانى ، از محمد بن زهير سلمى ، از ابو محمد كه ساكن بيت المقدس بود ، آورده و گفته است : محمد بن معاويه كذاب است و استادش امين نيست و سلمى و استادش شناخته شده نيستند و اين حديث را طرق ديگرى نيز هست كه همهء آنها باطل است . « 2 »
ذهبى نيز آن را آورده و گفته است : اين خبر باطل است و شايد محمد بن زهير سلمى متن آن را به دروغ ساخته است . دربارهء احمد حرانى هم ابو عروه گفته است : وى در دينش امين نيست .
چگونه ممكن است اين روايت از عبادة بن صامت صحيح باشد ، در صورتى كه او شام را بر عليه معاويه شورانده بود و معاويه ناگزير نامهاى به عثمان در مدينه نوشت و در آن متذكر شد كه عباده شام را بر من و اهلش ناگوار كرده است ، يا او را به مدينه فراخوان و يا به من اجازه بده كه او را از شام بيرون كنم . عثمان در پاسخ او نوشت : او را به خانهاش در مدينه گسيل دار .
معاويه ، عباده را به مدينه فرستاد و او به خانهء عثمان كه در آن جز مردى از سابقين و يا تابعين نبوده ، وارد گرديد و در گوشهاى جلوس كرد و عثمان به او نگريست و گفت : اى عباده ، وضع ما با شما چگونه است ؟ او برخاست و گفت : من از رسول خدا ابو القاسم شنيدم كه مىفرمود : بعد از من امور شما به دست افرادى مىافتد كه منكرات را معروف جلوه مىدهند و آنچه را كه شما معروف مىدانيد ، منكر مىشمارند ، پس اطاعت از كسى كه معصيت مىكند ، روا نيست و از راه پروردگارتان منحرف نگرديد . قسم به آنكه
هامش
( 1 ) . ميزان الاعتدال : 3 / 95 .
( 2 ) . ر ك : اللئالى المصنوعة : 1 / 218 .