تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسى ) — صفحة 436

مساهمون:

ص٤٣٦
رعايت امانتش نسبت به گفتار پروردگارم او را پيامبر قرار دهد . خداوند گناهان معاويه را مىبخشد و از حساب معافش كرده ، كتابش را به او تعليم داده و او را راهنما و راه يافته و وسيلهء هدايت قرار داده است . ابن عساكر آن را از مردى آورده است . حاكم گفته است : از احمد بن عمر دمشقى كه به حديث شام دانا بوده ، از اين حديث سؤال شد و او آن را بكلّى انكار كرد . عبد اللّه بن جابر ، ابو محمد طرطوسى بزّار كه فراموشكار بود ، يك بار اين حديث را روايت كرده و يك بار هم گفته است : حديث او نادرست است . « 1 » فكر مىكنم كه راويان ناپاك مىخواستند بدين وسيله مقام نبوت را پايين آورند ، نه آنكه مقام معاويه را بالا ببرند ، زيرا فاصلهء زيادى كه ميان مرتبهء نبوت كه مسلمانان به آن معتقدند ، و مقام اين مرد كه از سطح خلافت فرسنگها دور است ، وجود دارد ، آن دو را در وضعى قرار مىدهد كه چاره‌اى جز پايين آوردن مرتبهء نبوت ندارند . بنابراين ، از دوستداران معاويه مىپرسيم : عاملى كه چنين مقام شامخى را براى معاويه ايجاب مىكند ، چيست ؟ آيا آن عامل ، همان اصل ناپاك اين شجرهء ملعونه است كه در قرآن و گفتار پيامبر اكرم آمده است ؟ يا فرع ناپاك و ستمكار اوست ؟ يا اصرار او بر كفر بوده كه تا چند ماه پيش از وفات پيامبر اكرم ادامه داشته است ؟ يا جنگ كردنش با خليفهء مفترض الطاعهء زمان اوست ؟ در صورتى كه اهل حل و عقد با او بيعت كرده و مسلمانان به خلافت او رضايت داده بودند ، اما او در برابر امامش شمشير كشيد و خونهاى پاك را ريخت ، و يا جناياتى كه او در ايام خلافتش انجام داده است ؟ از قبيل كشتن افراد شريفى چون حجر بن عدى و يارانش ، عمرو بن حمق خزاعى و نظايرش ، لعن‌كردن امير المؤمنين و حسن و حسين و جمعى از ياران پاك و با ايمان آنان در قنوت نماز ، نسبتهاى ناروا به اهل بيت نبوت دادن و روايات نادرست عليه آنها ساختن ، احاديث مدح و ثنا دربارهء اموىها جعل‌كردن ، بر خلاف حديث الولد للفراش و للعاهر
هامش
( 1 ) . تاريخ ابن عساكر : 7 / 322 .