تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسى ) — صفحة 435

مساهمون:

ص٤٣٥
ابن حجر گفته است .

[ حديث ساختگي راجع به معاويه ]

20 - از يزيد بن محمد مروزى ، از پدرش ، از جدش روايت شده كه گفت : از على امير المؤمنين ، رضى اللّه عنه ، شنيدم كه مىگفت : هنگامى كه در برابر رسول خدا نشسته بودم ، معاويه وارد شد و رسول خدا قلم را از دستم گرفت و به معاويه داد و من از اين عمل چيزى به دل نگرفتم ، چون مىدانستم كه خدا به او فرمان داده است . ابن حجر آن را از ساخته‌هاى مسرّة بن عبد اللّه خادم دانسته و گفته است : اين متن باطل و اسنادش دروغ است . « 1 » خطيب هم آن را در زمرهء احاديث مناقب آورده و گفته است : اين حديث دروغ و ساختگى است ، و رجال ياد شده در اسنادش همگى مورد اعتمادند ، جز مسرّهء خادم كه عيب حديث از ناحيهء اوست . « 2 » 21 - از انس به طور مرفوع آمده است : امناء عبارتند از : لوح ، قلم ، اسرافيل ، ميكائيل ، جبرئيل ، محمد و معاويه . ذهبى اين حديث را از داود بن عفان ، از انس آورده و گفته است كه داود ، آدم حديث سازى بوده و از انس نسخه‌اى ساختگى داشته است . « 3 » در اين مورد به مباحث سلسلهء دروغگويان و حديث سازان مراجعه شود . ابن كثير در تاريخ خود آن را از روايت ابن عباس دانسته و گفته است : اين از احاديث پيشين زشت‌تر و از لحاظ سند ضعيف‌تر است . « 4 » مرگ بر مردمى كه چنين مزخرفات را روايت مىكنند و عرق خجلت بر پيشانى آنها نمىنشيند ، آيا ننگ بر اسلام و مسلمانان نيست كه معاويهء خائن در امانت كنار رسول خدا و ديگر امناى معصوم خدا قرار داده شود ؟ ! 22 - از واثله به طور مرفوع آمده كه پيامبر فرمود : خداوند جبرئيل و من و معاويه را امين بر وحى خويش قرار داد ، و نزديك بود كه خداوند به خاطر كثرت علم معاويه و
هامش
( 1 ) . لسان الميزان : 6 / 20 . ( 2 ) . تاريخ بغداد : 13 / 273 . ( 3 ) . لسان الميزان : 1 / 321 . ( 4 ) . البداية و النهاية : 8 / 120 .