كه روايتكردن آن روا نيست . « 1 »
14 - از انس به طور مرفوع آمده است : خدا را شمشيرى در نيام است مادامى كه عثمان زنده است و وقتى كه او كشته شد ، آن شمشير برهنه مىشود و تا قيامت در غلاف نخواهد رفت .
اين حديث را ابن عدى آورده و گفته است : ساختگى است و آفت آن عمرو بن قائد است و استادش موسى بن سيار « 2 » نيز كذاب است . « 3 » ذهبى هم گفته است : نادرستى آن آشكار است . « 4 »
15 - از انس به طور مرفوع آمده است : جبرئيل بر پيامبر نازل شد و با او قلمى از طلاى ناب بود و گفت : خداوند بزرگ برتر ، بر تو سلام مىفرستد و مىگويد : حبيبم ، اين قلم را از بالاى عرش براى معاوية بن ابى سفيان هديه فرستادم ، آن را به او برسان و به او دستور بده كه با خطش و با اين قلم آية الكرسى را بنويسد و بعد از نوشتن و نقطهگذارى آن را بر شما عرضه كند كه من براى او ثوابى به عدد كسانى كه آن را تا روز قيامت مىخوانند ، قرار دادهام . رسول خدا فرمود : كيست كه ابو عبد الرحمن را حاضر كند ؟ ابو بكر برخاست و رفت و پس از چندى ، هردو خدمت رسول خدا آمدند و به حضرتش سلام كردند .
حضرت جواب سلامشان را داد ، آنگاه به معاويه فرمود : اى معاويه ، اين قلمى است كه خدا برايت از بالاى عرش هديه فرستاده است تا با آن آية الكرسى را با خط خود بنويسى و بر من عرضه نمايى و خدا را بر اين نعمت بزرگ كه به تو ارزانى داشته ، شكر و سپاس گويى ، زيرا خدا ثواب هركسى را كه از وقت نوشتن تا قيامت آن را مىخواند ، برايت نوشته است . آنگاه معاويه قلم را از دست رسول خدا گرفت و آن را پشت گوشش نهاد . پس پيامبر اكرم گفت : خدايا تو مىدانى كه من آن را به او دادم و سه بار اين جمله را تكرار كرد . پس از آن ، معاويه دو زانو در برابر رسول خدا نشست و همواره خدا را بر اين
هامش
( 1 ) . ميزان الاعتدال : 1 / 348 .
( 2 ) . در لئالى سيوطى در نقل اين عبارت ، غلط فاحشى ديده مىشود كه ما صحيح آن را آورديم .
( 3 ) . اللئالى المصنوعة : 1 / 164 .
( 4 ) . ميزان الاعتدال : 2 / 299 .