- سوكى نثار تربتشان ساز يا ثنايى كه چكيدهء انديشههاى بلند و احساسات دلپسند باشد .
- دوشيزگان قصايد در پرده نهان باشند ، و چون از پرده برآيند ، رهزن مسافران باشند .
- از دفاتر فضلشان چندان به سراسر گيتى بر كه اشتران قوى هيكل از حمل آن عاجز آيند .
- آويزهاى بر كاكل خيل و استر ، آويختهاى از كوهان اشتر .
- سروران را يكى پس از ديگرى ثنا بر خوان و قهرمانان را يكى پس از ديگرى به سوك و ماتم نشين .
- پاكدامنان در سياهى شب كه پناه درماندگان به سيه روزىاند .
- بخشندگان نعمت به هنگامى كه پهنهء زمين از قحط و غلا تيره و درهم است و چهرهء زمانه از خشم دژم .
- سرور نمازگزاران از فرشته و بشر ، و مهتر فرزندان آدم از پوشيده و برهنه سر .
- آنان و پدر و مادرشان كه عزيزترين مردمان در زير اين كهكشان هستند .
- نه از زمرهء « طلقا » كه چون اسيران رهين منت باشند و در گيرودار نبرد ، مضطرب و سرگردان .
- شعارشان « خدا برتر است » باشد ، نه چون ديگران كه گويند : « زنده باد هبل » .
- صنمى از دست آنان زيور نبست و نه قلب آنان بفريفت .
- و نه از شير مادران ، آلودگى خبايث بر وجود آنان نشست .
- اى سوارى كه شتر نجيب به زير ران دارى ، پشتش از زخم جهاز دو تا گشته است .
- اگر از جراحت دست بلنگد ، ياورى نيابد و سنگينى بار هم بر سر و دوش او لنگر آرد .
- به هرپنج يك نوبت آب بياشامد و از چرا به نشخوار خار قناعت جويد ، با آنكه آب فراوان و مرغزار خرم است .
- بدان حد شيفته و مشتاق كه چون راكب خسته آرزوى خواب كند ، سحرگاهش گويد :
باشد سپيدهدم و نيمروزش گويد : مهلتى تا غروبگاه .
- اى سوار بادپيما ؛ در روضهء نجف به ريگزارش اقامت جوى ، به پاكترين تربت والاترين مرتبت .
الغدير ( فارسى ) — صفحة 332
مساهمون: الشيخ عبد الحسين الأميني (العلامة الأميني)
ص٣٣٢