- حق على و فاطمه زير پا ماند ؛ از اينرو ، كشتنت را روا شمردند .
- اى تكسوارى كه بر خنگ بادپيما روانى و چونان شاهين در پرواز ، خنگى كه در چهار جهت از طوفان سبق برد ، گاهى كه در كوه و درهوزان گردد و چون چشم به آسمان دوزد ، پندارند كه خواهد به سما برشود .
- سپيدى كاكلش بر قرص خورشيد طعنه زند و اندامش غزال رعنا را به چيزى نخرد .
- گمانم كه با اين سير و شتاب به سوى مدينه روان باشى .
- به سلامت ، و هركه در نياز من بكوشد ، به سلامت باد .
- پيام اين دلسوخته را همراه بر و به پيشگاه احمد مرسل آواز بركش .
- پس از ثنا و سپاس بگو : اى رهبر هدايت ! راه و رسمت دگرگون گشت .
- به جوار حق راه گرفتى و ما در آتش فراق مانديم ، اما شرع و آيينت تمام بود .
- پسر عمت بر آن شد كه به آيين و سنتت قيام ورزد .
- نيرنگبازان ، آنها كه حق را واژگون كردند ، راه خيانت و دغل پيش گرفتند .
- سرانجام ، « تيم » آنان زيور خلافت بر تن آراست و بنى هاشم عاطل و باطل ماندند .
- نوبت « تيم » كه به پايان آمد ، خاندان « عدى » طنابها را كشيدند .
- خاندان اميه هم گردن طمع فراز كردند و ديگر ، جادهها هموار بود .
- از ميانه پسر عفان بر سرير خلافت برشد كه گمان نمىرفت ، بلكه او را بر سرير نشاندند .
- ديدگان اميه روشن گشت و عيش همگان به كام ، در حالى كه پيش از آن سخت و ناگوار بود .
- كار شورا و اجماع ، در آخر به آيين اردشير پيوست ؛ آن دو آتش زدند و اين يك پاك بسوخت .
- روان گشتند و قدمبهقدم تا گودال هلاكش سوق دادند و يا بهتر بگويم ، كشاندند .
- و چون برادرت على زمام خلافت را كشيد تا به سوى حق بازش گرداند ، از اينرو ، دشوار و سنگين بود .
- آمدند كه با خوارى با قاتلانش سپارند ، با آنكه خود معركه آراى قتال بودند .
الغدير ( فارسى ) — صفحة 329
مساهمون: الشيخ عبد الحسين الأميني (العلامة الأميني)
ص٣٢٩