- تا چند ؟ باز هم تا چند ، سركشان و جانيان گردن افرازند ؟ و تا چند فرومايگان دون بر والاگهران ارجمند فرمانروا باشند ؟
- آتش درون تاروپود قلبم را بسوخت ، شگفت نيست كه دل سوختهاى در پى درمان برآيد .
- كاش زنده مانم و روزى با دوستان برجهم ، در حالى كه در كفم شمشيرى برنده و آخته است .
- به خونخواهى قربانيان « طف » پيكرشان را با نوك سنان بر خاك كشم تا گروهگروه به هم پيوندند .
- تاروپود قلبم با مهرش زيور بسته چونان موى سپيد ، و سپيدى مو جز با مرگ درمان نيابد .
- من رعيتى سر به فرمانم ، گرچه از خاندان شمايم : پدرم حيدر است و مادرم زهراى بتول .
- هرگاه ديگران با مجد و جمال به ميدان مفاخرت آيند ، گوى سبقت آن راست كه گويد :
جدم رسول است .
- همگان از ديدارم خرم و شادند ، چون به فضل و برترىام شناسند . دگران را هركه بينم ، زايد و فضول .
- جمعى با شور و نوا چكامهء دلربايم را در بزم ادب بخوانند و برخى دگر به خطابه و سخنپردازىام گوش سپارند .
- كاش مىدانستم نكوهشگرم كيست ؟ با آنكه انديشمندان حقشناس بر سخنم خرده نگيرند .
- با هدف و خواستهام وداع گويم كه گمنامى به ملامتم برخاست ، با آنكه جهانيان معذورم شناسند .
- آرى آرزويم همين است ، اگر خداوندم با بخت فيروز قرين سعادت سازد ؛ پايگاه برتر ، آرزوى خردمندان هوشيار است .
الغدير ( فارسى ) — صفحة 292
مساهمون: الشيخ عبد الحسين الأميني (العلامة الأميني)
ص٢٩٢