تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسى ) — صفحة 69

مساهمون:

ص٦٩
نويسندگان و راويان حديث مىسپردند و براى رسيدن به اين مقامات ، هزاران هزار داوطلب بودند كه براى تقرّب به دربار خلفا و حكّام ، وسيله فراهم مىكردند . ابن رومى شاعرى نويسنده ، و خطيبى پرروايت بود همراه با معلوماتى در زمينهء منطق ، هيأت ، لغت و هرعلمى كه فرهنگ زمان اقتضا داشت ، يا چنان كه مسعودى گفته است ، كمترين افزارهايش شعر است و شعر به تنهايى براى فراهم آوردن مال و رسيدن به آرزوها كافى است . بنابراين ، وقتى مردم او را شاعر ، نويسنده و روايت‌كننده‌اى كه بر فلسفه و نجوم نيز آگاهى دارد ، بشناسند ، چه خواهد شد ، جز اينكه پايگاه وزارت خواستار او گردد و به سوى او بشتابد و محبوب خود را طلب كند ، چنان كه براى بسيارى از مردمى كه نه علم او را داشتند و نه به پايهء بلاغت او مىرسيدند ، وزارت فراهم شد ؛ آيا اين ابن زيّات نبود كه بر اثر يك كلمه كه براى معتصم تفسير كرد و به تفصيل آن پرداخت ، به مقام وزارت رسيد ؟ و آن كلمهء « الكلاء » بود كه عموم ادبا هم بلد بودند . بلى ، ابن رومى كسى است كه آن‌قدر غرايب لغت مىداند كه احدى از شاعران و اديبان عصرش نمىداند ، پس او شايستگى بسيار زياد براى وزارت دارد . اين دنيا چقدر ستم‌پيشه است كه از دادن حق ابن رومى از منصب و ثروت به او بخل مىورزد . حال كه وزارت نشد ، آيا كمتر از دبيرى يا كارمندى برخى از وزرا و نويسندگان بزرگ هم مىشود ؟ وقتى نه آن شد و نه اين ، آيا خسارتى براى انسان از اين بالاتر مىتوان تصوّر كرد ؟ و آيا روزگار از اين تقصير ، تقصيرى شوم‌تر و فرومايه‌تر هم دارد ؟ پيشگويى پدرش و اميد به آيندهء فرزند كه گفته بود : تو براى شرافت‌خواهى بود ، آيا اينها همه از بين مىرود و چيزى دستش را نمىگيرد ؟ اين گونه پيشگوييهاست كه در قلب كودكان مانند شراره‌هاى آتش اثر مىگذارد و پيوسته طول دوران كودكى و آرزوهاى جوانى آن را زينت مىبخشد ، و در اعماق دل شخص اثر مىگذارد . آيا با اين حال وقتى جوانى فرارسد ، آرزوهاى برباد رفته همه بيهوده و ناپديد مىگردد ؟ ديگر ديده نمىشود يا خلافش ديده مىشود و روزگار آنها را