تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسى ) — صفحة 71

مساهمون:

ص٧١
خليفه يا امير و يا وزيرى نشود . اين حيله‌ها به وسيلهء سازشكارى دربانان ، و يا هواپرستى حاشيه‌نشينان و نديمان ، و بازيگرى و كرشمه‌هاى مرموز آنان ، و يا خنداندن اين و آن ، صورت مىگرفت و اينها همه در اين‌باره براى شاعر مفيدتر بود از اشعار بليغ و علم فراوانش . آنگاه سخن را در اين موضوع تا صفحهء 235 گسترش داده و به پايان برده است :

او و شعراى معاصرش

ابن رومى در محيط خود با شعراى بسيارى معاصر بود كه از همهء آنها مشهورتر حسين بن ضحّاك ، دعبل خزاعى ، بحترى ، على بن جهم ، ابن معتزّ و ابو عثمان ناجم مىباشند . از اين عدّه و غير اينها از معاصران او ، چه كسانى كه او را شناختند و چه آنان كه وى را نشناختند ، هيچ‌كدام تأثير سازنده‌اى جز دو كس ، روى او نداشتند كه به گمان ما آن‌دو كس ، حسين بن ضحّاك و دعبل خزاعى مىباشند . بين ابن رومى با شاعر نوآور ابن حاجب محمد بن احمد ، رابطهء دوستى و مودّت برقرار بود و ميان آن‌دو لطايفى ردّوبدل مىگرديد ، از جمله : ابن رومى از ابن حاجب در روز معيّن درخواست ملاقات كرد . هنگامى كه نزد او رفت ، او را در منزل نيافت . ابن رومى اين شعر را گفت : - اى ابن حاجب دربانت ترا از دست من نجات داد ، ولى هيچ فرارىاى از دست من نجات نخواهد يافت . ابن حاجب او را با چند بيت پاسخ گفت . « 1 » ابن رومى از حسين بن ضحّاك خوشش مىآمد و شعر او را نقل مىكرد و خبرهايش را با ظرافت براى دوستانش شرح مىداد . ابن رومى نوجوانى بود كه به مجالس ادبى حاضر مىشد . در آن زمان كه ابن رومى درس مىخواند ، حسين در اوج شهرتش بود و اشعارش را ادباى كوفه و بغداد و شهرهاى ديگر عراق انشاد مىكردند ( آنگاه پاره‌اى از
هامش
( 1 ) . رك : المعجم ، مرزبانى 453 .
الغدير ( فارسى ) — صفحة 71 | الشيخ عبد الحسين الأميني (العلامة الأميني) / واحدى