قبل از اينكه سخن مردم را دربارهء او بپذيريم ، سخن او را دربارهء مردم زمانهاش بنگريم ، زيرا آنان آزار او را مجاز مىشمردند و دروغ بستن بر او را ، كه رفتارش به نظرشان غريب مىآمد ، آسان تلقى مىكردند . مردم عادت كردهاند هرگاه رفتار غريبى از كسى ديدند ، هرنوع تهمت و شگفتى را دربارهاش بپذيرند ، در حالى كه او خود از اين تهمتها بيزار است و بديهاى مردم را يكى بعد از ديگرى ، از ترس بالا گرفتن شكايتش از مردم ، مىبخشد با اينكه مىداند مردم بىانصافند ، چنان كه گويد :
- از برادرى به من سخنى رسيد كه من او را بخشيدم ، هرچند كمتر از آن هم آدم را گلهمند مىكند .
- هنگام برافروختن خشم ، محاسنى چند از او ، كه گناه هرخطاكارى را مىبخشد ، به خاطر آوردم .
- مناسبت من همين است كه خوبيها را با ديدهء روشن بنگرم و از بديها بدون توبيخ چشمپوشى كنم .
- اى كسى كه از خشم ما گريزانى و خود را تبرئه مىكنى ، نجاتبخشترين گريزگاه را براى خود برگزيدهاى .
- پوزش شما با گشادهرويى بر گناهتان مقدّم است و مهر شما با شايستگى و خوشآمد پذيرفته است .
- اگر چيزى از تو به گوشم برسد ، من در مقام دشمنى با گوشم ، آن را تكذيب مىكنم .
- من به مجرّد تغيير زبانى ، تا زمانى كه دل دگرگون نشده باشد ، رفاقتم را نمىشكنم .
بنابراين ، با اينكه ابن رومى مردى شرور و بدنفس و زودرنج نبود ، پس چرا هجاهايش زياد است و بشدّت متعرّض آبروى هجوشدگانش مىگردد ؟ گمان مىكنم ازآنرو بدين كار دست مىزند كه حيلهباز نيست ، خوشباطن است . با مكر و حيله و كجروى و افزارهايى از اين قبيل ، كه وسيلهء زندگى آن عصر بود ، سروكارى نداشت . او در هنر خود فرورفته بود ، شعر و دانش و ادب را براى موفّقيت خود و رسيدن به مقام وزارت و رياست ، به تنهايى كافى مىپنداشت ، زيرا او در دورهاى بود كه مقام وزارت را به
الغدير ( فارسى ) — صفحة 68
مساهمون: الشيخ عبد الحسين الأميني (العلامة الأميني)
ص٦٨