تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسى ) — صفحة 66

مساهمون:

ص٦٦
شما به توانايى فرزندتان در چنين هنرى پى ببريد و بدانيد كه او رموز و خفاياى آن هنر را مىداند ، هرچند شما درصدد تهذيب و ارشادش باشيد ، بدتان نمىآيد ، با اينكه وقتى ببينيد به كسى دشنام مىدهد و توهين مىكند و هجا مىگويد ، نگران و عصبانى خواهيد شد ، زيرا اگر او را از توجّه به نقّاشيهاى فكاهى و درك معانى و تصاوير آن و تجسّم تصوّرات مشابه آن بازداريد ، در حقيقت او را از اخلاقى كه باعث رشد و نموّ فكرى او مىشده است ، بازداشته‌ايد و احساس صادق او را از تصديق و فهم آنچه مىفهمد ، مانع شده‌ايد ، امّا اگر او را از هجاگويى و انگيزه‌هاى آن بازداريد ، از خوى زايدى كه قابل نيست وى را بازداشته‌ايد . اين است هنر ابن رومى كه نه عذرى دارد و نه مىخواهد تا عذرى برايش بتراشند . در غير از اين نمونه هجاها كه ياد كرديم ، بايد گفت مواردى است كه او را بدانها كشانيده‌اند ، نه آنكه او خود بدانها دست زده باشد ؛ و يا از خود دفاع كرده است نه اينكه حمله‌اى را آغاز كرده باشد و يا در پاره‌اى موارد عمدا او را برانگيخته‌اند ، نه او خود برانگيخته شده باشد با اينكه وقتى در شعرش مىخوانيد : - دو نفر كه با هم ناسزاگويى كنند ، همواره آنكه خودش و پدر و مادرش از ديگرى بدتر باشد ، پيروز مىشود . باور نمىكنيد كه گويندهء آن ابن رومى - هجاآفرين زبان عرب و كسى كه هجاگويان را به نقاط ضعفشان هجا مىگويد - باشد ، ولى حقيقت همين است ، او برخى اوقات متوجّه راه تكاملىاش مىگرديد ، از هجاگويى متنفّر و مستعفى مىشد ، خوش مىداشت كه از هجاى ديگران ، هرچند بدگو و هجاكننده‌اش باشند ، خود را برهاند و سوگند ياد مىكرد تا ديگر توبه را نشكند و كسى را هجو نكند ، چنان كه گويد : - سوگند ياد كرده‌ام كه در دوران روزگار ، جز كسى كه مرا هجو كند ، احدى را هجا نگويم . - بلكه بكلّى هجاگويى را هرچند مرا هجا كنند ، به يك‌سو بيفكنم . - تا همهء مردم خطّ امان خود را از من بگيرند .