تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسى ) — صفحة 65

مساهمون:

ص٦٥
راهزن باشد . او هنرمندى است چيره‌دست كه قدرت تصويرسازى و دقّت تخيّل دارد ، ابتكار نشان مىدهد و با معانى و شكل الفاظ بازى مىكند . هنگامى كه بخواهد شخص يا چيزى را هجا گويد ، دوربين عكّاسى دقيقش را به‌طرف او متوجّه مىسازد و صورتى از آن در شعرش مىپردازد ، به نحوى كه تصوير موجود ، خود را وسيلهء خودش هجو كرده باشد . در آن تصوير نگاه دوربين را به نقيصه‌ها و نقطه‌هاى ضعف چهرهء عكس‌بردارى شده مىافكند ، درست مانند زمانى كه بخواهند شكلى را در آينه‌هاى مقعّر و محدّب ارائه كنند . ازاين‌رو هجاهاى او نوعى تصويرپردازى از پيش آماده شده براى هرشكلى است كه بخواهد و نوعى بازى با مفاهيم مختلف است نسبت به كسانى كه او را تحريك كرده باشند . ابن رومى از شخص هجو شدهء خود ، عقل و هوش و علم را مىگيرد و تمام عيوب تمدّن را كه در يك جمله گرايش به پستى در غرقاب شهوات است ، به او نسبت مىدهد . هرگاه از هجاهاى او موجبات اين تمدّن يا بىبندوبارى حاكم بر تمدّن آن روز را برداريم ، زننده‌ترين قسمتش را حذف كرده‌ايم و باقىماندهء آن چيزى جز ، از قبيل شوخ‌طبعى و شكلك‌سازى نيست . ابن رومى در هجا ، هنر خاصى داشت كه بىترديد آن را برگزيده و زياد در آن كار كرده بود ، هرچند بدان نيازى نداشت و به حساب دشمنى با كسى هم نبود ، مقصود از آن هنر شكلك‌سازى و بازى با تصاوير مضحك و منظره‌هاى فكاهى و شبيه‌سازيهاى دقيق بود . گويا اين تمايل در سرشت ابن رومى ، چنان كه در طبع نقّاش چيره‌دست است ، وجود داشته ، كه هرچه را ديده ، عينا به قلم آورده و نقاشى خود را در كمال استحكام و ابتكار پرداخته است . آنچه از هجاها ، در شعر ابن رومى ديده مىشود - هرچند كه ضرورتى براى آن وجود نداشته و بين او و مردم روابط حسنه‌اى موجود بوده است - به منظور ابراز هنرمندى او صورت گرفته است . و اين هنر را بهتر است ، قدرت تخيّل و تصوّر بناميم تا هجا ، و يكى از محسّنات است نه سيّئات ، مطلوب است نه مطرود و مذموم ؛ چنانچه