تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسى ) — صفحة 55

مساهمون:

ص٥٥
مىشود . - ولى من جانم را نثار خواهم كرد ، هرچند كه خداوند خون مرا با خونهاى ديگران تاكنون حفظ كرده است . - كاش من به جاى شما آماج حوادث مىشدم يا مىتوانستم زره يا پوشش ضخيمى براى شما باشم . - پيشانىام را آماج تير مخالفت مىسازم و گلوگاه و سينه‌ام را هدف نيزهء دشمنان قرار مىدهم . - كسى كه بخواهد در راه شما رضاى حق را بجويد ، هيچگاه از ترس جانش احساس غبن نخواهد كرد . كسى كه اين گونه سخن گويد و چنين ادراكى داشته باشد ، جاى هيچ شبهه‌اى در تشيّعش نخواهد بود . او خود را براى محبّت آل على عليهم السّلام بىهيچگونه غرض مادّى در معرض مرگ قرار مىدهد ، به خاطر آنها به خشم مىآيد و اعلام مهر و محبت نسبت به آنها مىكند كه نه نفعى از آن عايد خودش و نه عايد آنها مىگردد . چنان كه در قصيدهء جيميه ملاحظه مىشود ، ابن رومى از يحيى بن عمر جز به لقب شهيد ياد نمىكرد . در واقعهء مستقل ديگرى از او با اين دو بيت ياد كرده است : - نيزهء دشمن پارچهء خونين بر او پوشانيد و او نزد خداوند سرخ‌رنگ وارد شد . - پاداش روبوسى او با دار ، عينا روبوسى او با زيبارويان آزرم ديده گرديد . تنها پاره‌اى از اين اشعار كافى بود كه او را شيعهء آل ابو طالب معرفى كند و دليل بر اين باشد كه او تشيّع را به عنوان مذهبى در امر خلافت اسلامى پذيرفته است ، همانند مذهب شعرا يا غير شعرا ، بويژه تشيّع معتدلى كه اهل آن معتقدند جايز است امامت شخص فروتر با وجود شخص برتر ، و لعن صحابه‌اى را كه در امر خلافت معارض على عليه السّلام شدند ، زشت مىدانند . اين شيعيان بيشتر زيدى هستند كه در لشكر يحيى بن عمر براى مقابله با بنى عبّاس قيام كردند . اينان در يارى آل على عليهم السّلام چيزى بيشتر از ابن رومى نمىگويند ، و آرزويى افزون‌تر از آرزوى او ندارند .