را آشكار مىگردانند .
- آيا من عقيدهء اعتزال را رها كنم ؟ ابدا ، من در دادن آن بخيلم .
- به نظر من اگر عقيدهء ابن حريث به چيزى غير از اعتزال باشد ، من به دين او نخواهم بود .
مذهب ابن رومى در اعتزال ، تابع قدريّه است . قدريّه يعنى كسانى كه قائل به اختيارند و خداوند را از كيفر جبر بر عملى كه انجام شده ، تنزيه مىكنند . اين مطلب از سخن او در خطاب به عبّاس بن قاشى كه او را به پيوند مذهبى سوگند مىدهد ، معلوم مىشود :
- اگر بين ما ، قرابت فاميلى هم نباشد ، بستگى دينى به حدّى است كه پدر را از فرزند جدا مىسازد .
- ما در عقيده به عدل و توحيد با هم مشتركيم ، ولى نه با كسانى كه شبيه اين دو را گويند يا منكر هردو شوند .
- ميان دو كس كه بدعتى گمراهكننده نهادهاند ، رفاقت حاكم است تا چه رسد به كسانى كه سنّت هدايت نهند .
- با خوى شكوفان خود كه بر تو ملازم و پاينده است ، مضبوط و دايمى باش .
- چيست عذر يك نفر معتزلى متمكّن كه دست خود را از مساعدت معتزلى درويش باز مىكشد ؟
- آيا مىپندارد تقدير حتمى او به تأخير مىافتد ؟ اگر چنين پندارى داشته باشد ، پيمان اعتزالش را گسسته است .
- يا عطاى او ، شايستگى رفيقش را ندارد ، چگونه ؟ و حال آنكه او از راه به در نرفته و منحرف نشده است .
- يا چيزى كه بتواند او را راضى كند ، در اختيارش نيست ، درصورتىكه برادر از برادر به آنچه ميسور است بسنده مىشود .
- اعلام مىكنم ، به عقيدهء من هيچ عذرى براى شخصى مثل شما نيست ، از اينكه رأى محكم را به كار نبندد .
الغدير ( فارسى ) — صفحة 57
مساهمون: الشيخ عبد الحسين الأميني (العلامة الأميني)
ص٥٧