تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسى ) — صفحة 56

مساهمون:

ص٥٦
به نظر مىرسد ابن رومى تشيّع را از پدر و مادرش به ارث برده باشد ، زيرا مادرش ايرانى الاصل و به مذهب ملّتش ، ايرانيان در يارى آل على عليهم السّلام ، نزديك‌تر بود و هم به اين دليل كه پدرش او را على ناميد و على از اسماء محبوب شيعيان است كه ياران سرسخت خلفا از آن اجتناب مىكنند . ايرادى بر پدر شاعر نيست كه با وجودى كه شيعه بود ، در خدمت يكى از خاندانهاى بنى عبّاس به سر مىبرد ، زيرا پيشوايانش مردمى بودند كه خود را از خلافت و ولايتعهدى كه علّت دشمنى شديد بين عبّاسيان و علويان مىگرديد ، دور نگه مىداشتند . گاهى اتّفاق مىافتاد كه پاره‌اى از خلفا و وليعهدانشان نسبت به على و اولاد وى عليهم السّلام اظهار احترام و تكريم نمايند ، چنان كه اين امر در مورد معتضد ، خليفه‌اى كه ابن رومى زياد او را مدح گفته ، مشهور است و نيز از منتصر ، وليعهدى كه مىگويند پدرش متوكّل را به جرم يك برخورد شوخىآميز كه بين آن‌دو اتّفاق افتاد ، در دفاع از حرمت على و آل او عليهم السّلام كشت ، اين امر نيز به شهرت پيوسته است ، سپس بعد از تأييد تشيّع بنى طاهر در صفحات 207 تا 209 گويد : بهترين عقيده‌اى كه شايسته است انسان در راه آن بكوشد ، عقيده‌اى است كه انسان را هنگام ترس ، دليرى بخشد و چون از دگرگونيهاى حوادث به خشم آمد ، راه تسلّى خاطر و پوزش را در برابرش بگشايد . آرزوى رسيدن به آينده‌اى بهتر از وضع حاضر را پيش پايش نهد و از اين نزديك‌تر ، تيرگيهاى نادانى را بزدايد و حقّ هركس را بپردازد . همهء اينها را ابن رومى به حدّ كامل در تشيّع علوى طرفدار امام منتظر غايب به دست مىآورد ، در مقابل عبّاسيان كه طرفدار وضع حاضرند و مردم همه دشمن آنهايند و آرزوى زوال ملكشان را دارند . ازاين‌رو تشيّع ابن رومى در دلش بود ، در اميدهايش بود ، و او بر مذهب ديگر شاعران و بر مذهب ديگر مردان ، از طرفداران تشيّع ، بود . امّا در مورد اعتزال ، ابن رومى نه آن را پنهان مىكند و نه در آن‌باره به بحث و جدل مىپردازد ، بلكه به آن افتخار كرده و نسبت به آن پاى مىفشارد ، از آن جمله دربارهء ابن حريث گفته است : - او يك معتزلى است كه عقيده‌اش را نهان مىدارد ، در حالى كه سرانجام ، پنهانيها خود