تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسى ) — صفحة 54

مساهمون:

ص٥٤
- زمانى فرارسد كه از خطاهاى خود پوزش نتوانيد آورد و حجّت خدا بر شما تمام شده ، راه فرارى نداريد . - اكنون بذر دشمنى در ميانتان نيفشانيد كه اين بذرها به ثمر خواهد رسيد . - به زيان شماست اگر گمان بريد كه وضع موجود برايتان پايدار خواهد بود ، و حال آنكه روزگار بر يك منوال باقى نمىماند . - شايد در سويداى نهان نهضتى برپا گردد و آنان را بر شما برترى دهد ، كه هميشه بامداد روشن در دل شب تاريك است . شيعه به بنى عبّاس سخت‌تر و صريح‌تر از اين چه بگويد كه بترسيد از آيندهء خود و منتظر دولت علويان باشيد ؟ او با اين سخن بنى عبّاس را از زوال ملكشان ترسانده و براى آل على آرزوى روزى را كرده است كه دشمنانشان را بكوبند و حقّشان را بازستانند ، سپس خونخواهى كنند و ظلمها را پاسخ گويند . او از علويان مانند هرفرد شيعى آشكارا هواخواهى كرده است . از اين واضح‌تر اشعار نونيهء اوست كه در آن آرزوى هلاك دشمنانشان را دارد و خود را توبيخ مىكند كه چرا در يارى آنها از جانفشانى كوتاهى كرده است : - اگر روزگار دشمنانتان را حكومت و قدرت بخشيده ، رقيبى هم در كمين آنها نشسته است . - اينان در ميان اعتراض مردم و خودخواهيهاى خويش ، رشتهء حق را گسيخته ، دست به تجاوز زدند . - شكيبا باشيد كه خداوند آنان را به خاطر شما هلاك خواهد كرد ، چنان كه ملوك يمن را به هلاكت رسانيد . - زمان يارى نزديك شده است ، سستى نورزيد ، يقينا يارى نزديك است . - تقصير من اين است كه كارى كرده‌ام همانند كار به دنيا وابستگان تا خونم حفظ شود . - چگونه است كه نه خونم در يارى شما مىريزد و نه به آبرو و شخصيّتم لطمه‌اى وارد