تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسى ) — صفحة 51

مساهمون:

ص٥١
يا مىگفت : - تفسير براى غير شماست نه براى شما ، چگونه براى كسى كه عالم به اسرار لغت است ، مىتوان تفسير كرد . بر اثر شهرتى كه ابن رومى در علم لغت و اسرار و نكات لطيف آن پيدا كرده بود ، كلمات نامأنوسى مىساختند و براى تفريح يا عاجز كردنش از او مىپرسيدند . از قصهء جرامض كه يكى از اين بازيگرىهاست ، مىتوان ديگر نمونه‌هاى آن را دانست . در مجلس قاسم بن عبد اللّه كسى از ابن رومى پرسيد « جرامض » چيست ؟ او بلادرنگ پاسخ داد : - از معنى جرامض براى يافتن علم آن پرسيدى . - جرامض عبارت است از « خزاكل » ، آخر گاهى غوامض با غوامضى مثل خود تعبير و تفسير مىشود . - از جرامض به « سلجكل » هم مىتوان تعبير كرد ، و اگر نمىپذيرى به عنوان فرض و احتمال قبول كن . اينها همه كلماتى از قبيل جرامض است كه نه معنى دارد و نه وجود خارجى . اگر كاوشهاى ما صحيح باشد ، و استادان او امثال ثعلب و قتيبه و نيز ابن حبيب باشند كه از آنان علم به لغات غريب و انساب و اخبار را فراگرفته است ، بايد گفت اينان همه برگزيدهء برگزيدگان در اين مطالبند ، بويژه هنگامى كه شاگردى تا اين حدّ هوشمند ، تيزفهم و با حافظه‌اى قوى مانند ابن رومى ، به آنها كمك كند . قبلا اشاره كرديم كه او پنج بيت شعر را فقط با يك بار خواندن حفظ مىكرد . فرض مىكنيم كه در اين‌روايت تا اندازه‌اى مبالغه رفته باشد ، ولى مسلّما او سريع الحفظ بوده و چنين سرعت حفظى او را در كار فراهم ساختن لغات ، و توضيح مفردات آن نيرو مىبخشيده است . ابن رومى همهء زندگانىاش را در بغداد به سر برد . اگر اندك زمانى بغداد را ترك مىگفت ، بىدرنگ به سوى آن بازمىگرديد و اشتياق فراوان خود را به بغداد ، با ناله‌هاى