علاج نشد .
- حمزهء برترين را ، هيچگاه اندوه و ناله و فرياد سردادن ، بازنگردانيد .
- من به اندازهء اختران افق با شمشير روبرو شدم و در برابر لشكرى سهمگين چون شب تاريك قرار گرفتم .
- روزى كه دوستى را به مددكارى خود نيافتم ، ديگر رعايت دوستى نفس كريم خود را نخواهم كرد .
- و به ملاقات مرگ خواهم رفت و از دوست خواهم گذشت ، كه رهايى در مرگ و تيزى شمشير است .
- كسى كه خداترس نباشد ، بىسروسامان آيد و كسى كه خداى را عزيز نشمارد ، خوار و ذليل شود .
- كسى كه در هركار خدايش نگهدار باشد ، هيچ مخلوقى به او راه نخواهد يافت .
- و اگر خدا در هرراهى ترا راهنمايى نكند ، از آنچه مىترسى راه بازگشت نخواهى داشت .
- و اگر او ترا يارى نكند ، ياورى نخواهى يافت ، هرچند ياران فراوان و عزت ظاهرى داشته باشى .
- و تا وقتى ملك سيف الدوله باقى است ، سايهات پايدار و مستدام خواهد بود .
ابن خالويه گويد : او در شعرى روزگار و خانههايش را در منبج توصيف مىكند كه روزى او را در منبج حكمرانى ، و سرزمينهاى اقطاعى و خانهها بود و در آن ، به قومى كه او را در حال اسارت روميها شماتت كرده بودند ، تعريض مىكند :
- در پايگاه استجابت دعا بايست و در اطراف مصلّا بانگ بردار .
- در محل جوسق مبارك و سقياء و نهر معلّا بايست .
- در جاهايى كه در دوران كودكى و جوانى ، وطن گرفته و منبج را محل خود قرار داده بودم .
- در جاهايى كه اكنون توقف در آنها بر من ممنوع شده است و قبلا مجاز بود .
الغدير ( فارسى ) — صفحة 571
مساهمون: الشيخ عبد الحسين الأميني (العلامة الأميني)
ص٥٧١