تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسى ) — صفحة 571

مساهمون:

ص٥٧١
علاج نشد . - حمزهء برترين را ، هيچگاه اندوه و ناله و فرياد سردادن ، بازنگردانيد . - من به اندازهء اختران افق با شمشير روبرو شدم و در برابر لشكرى سهمگين چون شب تاريك قرار گرفتم . - روزى كه دوستى را به مددكارى خود نيافتم ، ديگر رعايت دوستى نفس كريم خود را نخواهم كرد . - و به ملاقات مرگ خواهم رفت و از دوست خواهم گذشت ، كه رهايى در مرگ و تيزى شمشير است . - كسى كه خداترس نباشد ، بىسروسامان آيد و كسى كه خداى را عزيز نشمارد ، خوار و ذليل شود . - كسى كه در هركار خدايش نگهدار باشد ، هيچ مخلوقى به او راه نخواهد يافت . - و اگر خدا در هرراهى ترا راهنمايى نكند ، از آنچه مىترسى راه بازگشت نخواهى داشت . - و اگر او ترا يارى نكند ، ياورى نخواهى يافت ، هرچند ياران فراوان و عزت ظاهرى داشته باشى . - و تا وقتى ملك سيف الدوله باقى است ، سايه‌ات پايدار و مستدام خواهد بود . ابن خالويه گويد : او در شعرى روزگار و خانه‌هايش را در منبج توصيف مىكند كه روزى او را در منبج حكمرانى ، و سرزمينهاى اقطاعى و خانه‌ها بود و در آن ، به قومى كه او را در حال اسارت روميها شماتت كرده بودند ، تعريض مىكند : - در پايگاه استجابت دعا بايست و در اطراف مصلّا بانگ بردار . - در محل جوسق مبارك و سقياء و نهر معلّا بايست . - در جاهايى كه در دوران كودكى و جوانى ، وطن گرفته و منبج را محل خود قرار داده بودم . - در جاهايى كه اكنون توقف در آنها بر من ممنوع شده است و قبلا مجاز بود .
الغدير ( فارسى ) — صفحة 571 | الشيخ عبد الحسين الأميني (العلامة الأميني) / واحدى