تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسى ) — صفحة 574

مساهمون:

ص٥٧٤
فاصله نگرفته‌ام . - من ديگر از شما شده‌ام ، اگر فضيلت يا منقصتى دارم ، شما سبب آن هستيد . - اگر خراسان ، بزرگى مرا نشناسد ، ولى حلب خوب مىشناسد . - و چگونه دورافتادگان ، مرا نشناسند ، آيا اين نقص از جد من است يا پدرم ؟ - آيا من با شما از يك خانواده نيستيم و ميان ما و شما ريشهء نسب مشترك نيست ؟ - آيا من از بزرگ‌زادگان برخوردار از تربيت شايسته و قدر و منزلت و الا نيستم ؟ - و آيا روحيهء متكبرى ندارم كه جز بر شما بلندپروازى كند و جز شما هركس از من روى گرداند ، از او روى خواهم گردانيد ؟ - بنابراين ، از من روى برمگردان ، بلكه از غلام خودت روى متاب كه پسر عمويت فداى تو باد . - با چاكر خود انصاف بورز كه انصاف شما نشانهء فضل و شرف اكتسابى شماست . - در شبهايى كه شما را از پشت تپه صدا مىكردم ، آيا شما دوست نزديك من بوديد ؟ - چون دور شدم ، چرا جفاكارى شروع شد و چيزهايى ظاهر شد كه دوست نمىداشتم ؟ - اگر بر احوال شما آشنا نبودم ، مىگفتم : دوست شما كسى است كه رودرروى شما باشد . و نيز به او نوشت : - زمانهء من همه خشم و درشتى است و تو در مخالفت با من ، با روزگار متحد شده‌اى . - زندگى جهانيان نزد تو آسان است ، ولى زندگى من به تنهايى در جوار تو مشكل . « 1 » وقتى خبر مرگ مادرش در زندان به او رسيد ، به عنوان رثاء گفت : - اى مادر اسير ! چه كسى را به يارى طلبم با آنهمه منتها كه بر من دارى و احساساتى كه نشان دادى ؟ - وقتى فرزندت در خشكى و دريا سير كند ، چه كسى او را دعا مىكند و به پناه دادنش
هامش
( 1 ) . اين قصيده مشتمل بر 18 بيت است .