تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسى ) — صفحة 572

مساهمون:

ص٥٧٢
- جاهايى كه هرسو نظر مىكردم ، آب روان و سايهء آرام‌بخشى مىديدم . - در وادى بىنهايت وسيع كه منزلى گسترده‌تر و مشرف مىداشتم . - بر روى پلى كه باغها را به‌هم مىپيوست ، فرود مىآمدم و ساكن قلعهء بزرگ بودم . - عروسان چمن با چهرهء گشاده ، زندگى را بسادگى جلوه‌اى خاص مىبخشيد . - و آب بين گلهاى باغ دو رود را از هم جدا مىساخت . - مانند بساط گستردهء گلدوزى شده‌اى كه دست هنرمندان بر آن راههايى جدا ساخته باشند . - كسى كه از مصيبتهاى من خرسند گردد ، بايد از شدت زيان و رنج بميرد . - من در مصايب خود ، از عزت و آزادى بيرون نبوده‌ايم . - كسى چون من كه به اسارت افتد ، ذليل و خوار نمىگردد . - دلها از هيبت و از بزرگى و عظمتم هراسناك بودند . - هيچ حادثه‌اى نتوانست مرا مكدّر كند ، آقا و بزرگ هرجا رود آقا و بزرگ است . - من در جايى فرود آمدم كه شمشير مزين مرا دعوت كرد . - اگر من نجات يابم ، پيوسته دشمنان كوچك و بزرگ را دشمن خواهم داشت . - من مانند شمشيرى هستم كه هرچه مصايب روزگار را بيشتر ببينم ، آبديده‌تر شوم . - اگر كشته شوم ، همانند مرگ بزرگان كه شكار مىشوند ، كشته شده‌ام . - هيچ‌كس نتواند بر مرگ ما شماتت كند ، مگر جوانى كه خود مىميرد و فانى شود . - شخص نادان به دنيا مغرور گردد كه دنيا محل اقامت نيست . ابن خالويه گويد : نامه‌هاى سيف الدوله براى ابو فراس ، در روزهاى اسيرىاش به تأخير افتاده بود ، به اين دليل كه به سيف الدوله گزارش داده بودند كه برخى از اسيران گفته‌اند : اگر پرداخت فديهء اسرا بر امير سنگين است ، با پادشاه خراسان يا ملوك ديگر در اين مورد مكاتبه خواهيم كرد تا ما را از اسارت نجات بخشند و نيز متذكر شده بودند كه اسيران با روميها براى آزادى خود در برابر اموال مسلمانان قرارداد بسته‌اند . ازاين‌رو ،