تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسى ) — صفحة 568

مساهمون:

ص٥٦٨
- مرا شمشيرى است برنده و جانسوز و نيزه‌اى كه سينهء دشمنان را مىدرد . - زود باشد كه قومم چون كوششهاشان به جايى نرسد ، مرا ياد كنند ، همانطور كه در شبهاى تاريك به جستجوى ماه پردازند . - اگر زنده ماندم ، كارم با نيزه‌اى است كه شناسند ، و همان سلاح و كلاهخود و اسب نارنجى ميان‌باريك . - و اگر مردم ، انسان به ناچار مردنى است هرچند روزگارش به درازا كشد ، و عمرش طولانى شود . - اگر ديگرى به اندازهء من استقامت مىكرد ، به او اكتفا مىشد و اگر از مس كار طلا مىآمد ، اين اندازه طلا گرانقدر نمىشد . - ما مردمى هستيم كه حدوسط نمىپذيريم يا بايد در جهان صدرنشين باشيم ، يا رهسپار گور شويم . - براى كرامت نفس همه‌چيز در نظر ما ناچيز است ، و كسى كه داوطلب ازدواج با زيبارويى است ، پرداخت مهريه برايش سنگين نيست . - ما خود را عزيزترين مردم دنيا ، برترين برتران ، و جوانمردترين مردم روى زمين مىدانيم و افتخار هم نمىكنيم . و زمانى كه اسير شد ، گفت : - بندگان از حكمى كه خدا كند ، امتناعى ندارند . - شيران را از شكارهاشان دور كردم و خود شكار كفتار شدم . و نيز گويد : - مرگ به كام ما شيرين شد و مرگ بهتر از وضع ذلت‌بار است . - مصيبتى كه به ما رسيد ، ما را به سوى خدا و در راه خدا كه بهترين راههاست مىبرد . وقتى او را اسير به خرشنه وارد كردند ، گفت : - اگر خرشنه را به حال اسيرى مىبينم ، در مقابل چه بسيار اوقاتى كه با حمله در آن وارد شده‌ام .