- تنها روزگار من نيست كه به من جفا مىكند و تنها دوستان من نيستند كه ملالتبارند .
- با اينكه در ملاقاتها اثر سويى روى كسى نگذاشتهام و در هنگام اسيرى موقعيت ذلتبارى نداشتهام .
- من هرچه سخنان را كاوش كردم ، جز به كسانى كه از زمانه شكايت دارند ، برنخوردم .
- آيا هردوستى تا اين حد از راه انصاف به در مىرود ؟ و آيا هرزمانى تا اين حد نسبت به جوانمردان بخيل است ؟
- بلى ، روزگار آنچنان دعوتى به جفاكارى كرده كه دانشمند و نادان ، پاسخش را دادهاند .
- قبل از من نيز ، جفاكارى خوى مردم ، و روزگار مذموم ، و دوستى ملالانگيز بوده است .
- عمرو بن زبير برادرش را به جفا ترك گفت ، چنان كه عقيل امير المؤمنين را رها ساخت .
- افسوس كه دوستى موافق برايم نيست تا با او از در دوستى درآيم و درددل كنم .
- و در پشت پرده مرا مادرى است كه سرشك او بر من ، تا روزگار پايدار است ، ادامه دارد .
- اى مادر ! شكيبايى را از دست مده كه شكيبايى پيامآور خير است و پيروزى نزديك .
- اى مادر ! پاداش خود را باطل مساز كه به قدر صبر جميل ، اجر جزيل نصيبت خواهد شد .
- اى مادر ! شكيبا باش كه هرمصيبتى به اوج خود كه رسيد ، به زوال مىگرايد .
- آيا از اسماء ذات النطاقين « 1 » پيروى نمىكنى وقتى كه جنگ شديد در مكه برپا بود .
- پسرش مىخواست امان بگيرد ، ولى مادر با اينكه مىدانست پسرش كشته مىشود ، موافقت نكرد .
- اى مادر ! تو از او پيروى كن تا از آنچه مىترسى ، خدا كفايتت كند كه بسيار مردم را پيش از تو ناگهانى كشتهاند .
- تو مادر ، مانند صفيه [ خواهر حمزه ] در احد باش ، كه از گريه بر او ، درد هيچ غصهدارى
هامش
( 1 ) . مراد ، اسماء دخت ابو بكر است .